إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧٤ - امر چهارم
بحسب الهيئة أصلا، و لا تفاوتا في الجهة المبحوث عنها، كما لا يخفى، غاية الأمر إنّه يختلف التّلبّس به في المضيّ أو الحال، فيكون التّلبّس به فعلا، لو أخذ حرفة أو ملكة، و لو لم يتلبّس به إلى الحال، أو انقضى عنه، و يكون ممّا مضى أو يأتي لو أخذ فعليّا، فلا يتفاوت فيها أنحاء التّلبّسات و أنواع التّعلّقات، كما أشرنا اليه(١).
امر چهارم
(١)- بعضى از اعلام در بحث مشتق، تفصيلى دادهاند كه: اگر مبدأ مشتق از قبيل ملكه- مانند اجتهاد- و حرفه و صنعت- مانند خيّاطى و صياغت- باشد، در اين صورت، هيئت مشتق، براى اعمّ از متلبّس و غير متلبّس، وضع شده يعنى در هر دو حقيقت است امّا اگر از قبيل افعال- مانند اكل، شرب و ضرب- باشد، در اين صورت، اطلاق مشتق بر فرد منقضى عنه المبدأ مجاز است.
مثلا كسى كه حرفه خود را خيّاطى قرار داده اگر يك سال مسافرت كند و از شغل خود، دست بردارد باز هم حقيقتا بر او عنوان خيّاط، اطلاق مىشود و همچنين كسى كه داراى قوّه استنباط احكام هست ولى فعلا مشغول اكل و نوم هست، بر او حقيقتا عنوان مجتهد، اطلاق مىشود با اينكه او متلبّس به لباس اجتهاد نيست. بهخلاف كلمه «اكل» كه از مبدأ آن فعليّت اكل، اراده شده و ...
مصنّف «ره» براى ردّ تفصيل و توهّم مذكور فرمودهاند:
اختلاف مشتقّات در مبادى- و اينكه از بعضى از مبادى، حرفه، از بعضى ملكه و از بعضى فعليّت، اراده شده- موجب اختلاف در دلالت هيئت مشتق و باعث اختلاف در جهت بحث ما نمىگردد.