إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٦٩ - رفع شبهه
جزء موضوع له نيست يعنى عنوان استقلال و عدم استقلال در معانى آنها ملاحظه نشده.
اسامى اجناس براى معانى استقلالى وضع شده امّا عنوان استقلال، جزء معنا نيست.
كلمه «الابتداء» براى ابتداء مستقل وضع شده اما عنوان استقلال- در لغت الابتداء- جزء معنا نيست لذا همه قبول دارند كه وضع و موضوع له اسماء، عام است.
در حروف هم «حالة و آلة لغيره» و عدم استقلال، جزء معنا و موضوع له حروف نيست.
قبلا هم بيان كرديم كه استقلال در اسماء و عدم استقلال در حروف، غرض از وضع است نه اينكه داخل موضوع له باشد «الاسم وضع ليستعمل فى نفسه» اسم و كلمه الابتداء براى ذات ابتداء و معناى ابتداء وضع شده و در حين استعمال فى نفسه استعمال مىشود.
امّا حروف: كلمه «من» مرادف با كلمه ابتداء هست كه «وضع ليستعمل فى غيره» و لحاظ «فى غيره» از كيفيّات استعمال است وقتى انسان، لفظ را اراده و آن را در معنا فانى مىكند گاهى معنا را مستقلا ملاحظه مىكند- در اسم- و گاهى فى غيره اراده مىكند و چيزهائى كه از ناحيه استعمال، ناشى مىشود محال است كه در موضوع له و مستعمل فيه اخذ شود زيرا مستلزم دور است لذا به عقيده مصنّف اگر كسى اسمى را به جاى حرفى يا حرفى را به جاى اسمى- اسمى كه با حرفى مترادف است مانند من و ابتداء، الى و انتهاء- استعمال كند استعمال لفظ در غير موضوع له و مجاز نيست.
اگر لغت ابتداء را به جاى من استعمال نمائيم- يا بالعكس- استعمال مذكور، در غير ما وضع له نيست بلكه استعمال به غير ما وضع له است يعنى واضع، كلمه ابتداء را وضع كرده بود ليستعمل فى نفسه شما در كيفيّت و طريقه استعمال، نظر او را رعايت نكرديد