إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٢٣ - امر يازدهم اشتراك لفظى
و ربما توهّم وجوب وقوع الاشتراك في اللغات، لأجل عدم تناهي المعاني، و تناهي الألفاظ المركّبات، فلا بدّ من الاشتراك فيها، و هو فاسد لوضوح امتناع الاشتراك في هذه المعاني، لاستدعائه الأوضاع الغير المتناهية (١)
تناسب ندارد، نبايد متشابهات در قرآن باشد چون يكى از مصاديق متشابه، استعمال مشترك لفظى، بدون قرينه است پس معلوم مىشود گاهى غرض متكلّم به اجمالگوئى متعلّق مىشود لذا منعى براى وجود مشترك لفظى وجود ندارد.
(١)- بعضى توهّم كردهاند كه اشتراك لفظى علاوه بر امكان، ضرورت وقوع هم دارد زيرا:
الفاظ، متناهى و معانى غير متناهى هستند لذا الفاظ بايد براى بيش از يك معنا وضع شوند.
توضيح ذلك: موادّ الفاظ، محدود به حروف بيست و هشتگانه است و تركيباتى كه از موادّ متناهى حاصل مىشود، لا محاله متناهى است لذا الفاظ در دائره تناهى قرار دارند امّا معانى، موادّ معيّنى ندارند و تابع حروف مذكور نيستند بلكه عبارتند از جميع حقائق و مفاهيم عالم، چهبسا مفاهيمى كه اصلا مصداق هم ندارند مانند «معدوم» و «ممتنع» و حتّى «شريك البارى» با اينكه امتناع دارد يكى از مفاهيمى است كه براى آن لفظى وضع شده خلاصه اينكه معانى، متناهى نيستند و در نتيجه وقتى الفاظ، متناهى و معانى، غير متناهى شدند، معنايش اين است كه نمىتوان هر لفظى را براى يك معنا وضع نمود بلكه بايد براى بيش از يك معنا وضع كرد- البتّه نه تمام الفاظ بلكه قسمتى از الفاظ- كانّ مجبوريم بگوئيم بعضى از الفاظ براى دو معنا، بعضى براى سه معنا و فرضا كلمه عين براى هفتاد معنا وضع شده تا نسبت بين الفاظ و معانى محفوظ بماند لذا حتما بايد اشتراك لفظى وقوع پيدا كند.
مصنّف «ره» چهار جواب از استدلال قائلين به ضرورت وقوع اشتراك لفظى