إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٩ - چه نسبتى بين موضوعات مسائل و بين موضوع كلى علم وجود دارد
نجاست كه عرض تغيّر نيست بلكه آب، اتّصاف به نجاست پيدا مىكند و معنا ندارد كه تغيّر محكوم به نجاست شود، امّا در عين حال نقش تغيّر، اين است كه نجاست را مرتبط به آب و معروض آب مىنمايد با توجّه به توضيحات مذكور، نظر مصنّف را درباره عرض ذاتى و عرض غريب بيان مىكنيم كه:
عرض ذاتى در موردى است كه واسطه در عروض نباشد كه داراى دو مصداق مىباشد:
الف: اصلا واسطهاى مطرح نباشد مانند تمام صورى را كه بيان كرديم و هيچگونه واسطهاى مطرح نبوده.
ب: اگر واسطهاى مطرح است، آن واسطه در ثبوت باشد و هنگامى كه اين مطلب را تفسير، تجزيه و تحليل مىكنيم متوجّه مىشويم كه از موارد نهگانهاى كه بيان كرديم حتّى در موردى كه واسطه، مباين هم باشد يك قسمش را داخل و قسم ديگر را خارج مىنمايد چون در مورد واسطه مباين، دو مثال ذكر كرديم يك مثال آن، حرارتى بود كه به وسيله آتش براى آن پيدا مىشد لكن در همين مثال آيا وقتى آب به واسطه آتش، حرارت پيدا مىكند نمىتوان حقيقتا گفت «الماء حار» و اگر حرارت را به آب، نسبت دهيم مجاز است؟
ما بالحس در مىيابيم كه بعضى از آبها آنقدر، حرارت دارد كه انسان نمىتواند با آن تماس پيدا كند با اينكه واسطه، مباين و غير داخليّه هست ولى چون واسطه در ثبوت است نام اين عرض هم ذاتى مىباشد و فقط يك قسم را خارج مىكند و آن در موردى است كه واسطه مباين باشد- امّا واسطه در عروض باشد- مانند جالس السّفينة متحرّك كه شما به فردى كه در كشتى نشسته مىگوئيد «جالس السّفينة متحرك» امّا حقيقت امر، اين است كه اين نسبت، مجاز است و او حركتى ندارد بلكه حقيقتا كشتى