إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨٤ - اخبار
مىپردازيم:
مقدّمه: اصالت الحقيقة يك اصل عقلائى است و در موردى جارى مىشود كه مراد متكلّم، مشكوك باشد مثلا اگر متكلّمى گفت «رأيت اسدا» و شما معناى حقيقى و مجازى اسد را مىدانستيد امّا براى شما مشخّص نبود كه مراد متكلّم كداميك از آن دو هست، در اين صورت به اصالت الحقيقة تمسّك مىكنيد و مىگوئيد متكلّم، حيوان مفترس را ديده است نه رجل شجاع.
امّا اگر مستعمل فيه و مراد متكلّم معلوم باشد ولى كيفيّت و نحوه استعمال او مشكوك باشد كه آيا نحوه استعمالش حقيقى است يا مجازى، در اين صورت، عقلاء به اصالت الحقيقة تمسّك نمىكنند. فرضا اگر متكلّمى گفت «رأيت اسدا» و دانستيد كه مقصودش رجل شجاع است امّا ترديد پيدا كرديد كه آيا او كلمه اسد را در رجل شجاع به نحو حقيقت استعمال كرده يا به نحو مجاز در اين صورت نمىتوانيد به اصالت الحقيقة تمسّك كنيد و بگوئيد استعمال مذكور، يك استعمال حقيقى است.
خلاصه: عقلاء در صورتى اصالت الحقيقة را جارى مىكنند كه مراد متكلّم مشكوك باشد نه كيفيّت استعمال به نحوى كه توضيح داديم.
امّا اشكال مصنّف به استدلال: شما گفتيد مقصود از صلات در آيه انّ الصّلاة تنهى ...- و همچنين روايات- نماز صحيح است زيرا نماز فاسد ناهى از فحشاء و منكر نيست پس مراد از صلات، نماز صحيح است.
اكنون سؤال ما اين است كه: آيا استعمال لفظ صلات در خصوص نماز صحيح به نحو حقيقت است يا مجاز؟
شما نمىتوانيد به اصالت الحقيقة تمسّك كنيد چون اصل مذكور، كيفيّت استعمال را براى شما مشخّص نمىكند بلكه اگر در مراد متكلّم، شك داشته باشيد، ترديد شما را