تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٤٨٠ - رهيافت طبرسى در«الاحتجاج»
است. به عبارت ديگر، عالم مىتواند در فقه خود، اصولى باشد؛ ولى در عقايدش اخبارى، و برعكس. ظاهراً طبرسى از اين گروه عالمان است.
يك ويژگى ديگر اخبارى بودن در عقايد، اصرار بر مسائل خاص كلام شيعه درباره خلفاست. شيعه زمانى كه در محيطى يكدست قرار داشته، بر اين مسائل اصرار ورزيده و چون به تعامل با اهل سنّت مىرسيده، بدون چشمپوشى از اين مسائل، به ارائه تعديلهايى چند، و بيان نظرات خود، پرداخته است.[١] نكته قابل ذكر درباره كتاب طبرسى، چند روايت به نقل از كتاب سليم است كه دال بر تحريف قرآن است. در الاحتجاج در بحث احتجاج برخى صحابه با ابو بكر، به نقل از كتاب الخصال شيخ صدوق، روايتى بلند آمده است. در ضمن روايت، از قول على عليه السلام بيان شده كه فرمود:
بعد از آن كه پيامبر وفات نمود، به غسل و تكفين ايشان مشغول شدم. سپس سوگند ياد نمودم كه ردا بر تن نكنم، جز براى نماز، تا قرآن را جمع كنم و چنين نيز نمودم. سپس به نزد اهل بدر و پيشگامان در اسلام (سابقون) رفته، بر گرفتن حقّم، از آنها يارى خواستم.[٢]
بعد از اين روايت، حديثى از كتاب سليم بن قيس نقل شده كه در آن از قول على عليه السلام آمده است:
چون رسول خدا در گذشت، مشغول به جمعآورى قرآن شدم و تمام آن را گرد آوردم (حتّى جمعته كلّه فى هذا الثوب). آيهاى بر پيامبر نازل نگرديد، جز آن كه من آن را گرد آوردم، و تمام آيات را پيامبر بر من خوانده و تأويل آنها را نيز به من آموخته است؛ امّا آنها (خلفا) به من گفتند كه به اين قرآن نيازى ندارند و همانند آن در نزدشان هست.[٣]
نيز در ضمن نقل روايتى طولانى از مجادله على عليه السلام با زنديقى، از تحريف قرآن،
[١]. انديشه تفاهم مذهبى در قرن هفتم و هشتم هجرى، ص ٣٦ به بعد.
[٢]. الاحتجاج، ج ١، ص ١٨٨.
[٣]. همان، ج ١، ص ٢٠٧.