تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ١٤٥ - تأليفات
شيخ حديث نجاشى و برخى از مشايخ او بود. نجاشى به گونه شفاهى و حضورى[١] و گاه از طريق مكاتبه،[٢] از وى نقل كرده است. سال وفات ابن نوح سيرافى معلوم نيست؛ ولى به قرينه روايت او از احمد بن محمّد بن يحيى عطّار[٣]، و اين كه وى شيخ مشايخ نجاشى بوده[٤] و در سال ٣٤٢ ق، نيز از احمد بن حمدان قزوينى، سماع حديث شنيده،[٥] اين حدس قوى مىنمايد كه وى در ربع اوّل سده پنجم، در گذشته باشد. وى را فرزانهاى وارسته و درستكار دانستهاند كه افزون بر فقه، در روايت نيز بصير و قابل اعتماد بود.[٦] با اين حال، گويا معتقد به رؤيت خدا بوده است، كه البته رأيى فاسد شناخته مىشود.[٧]
تأليفات
ابن نوح سيرافى، پرتأليف بود[٨] و از ظاهر عناوين آثارش، زمينه آنها فقه، رجال و اخبار شناخته مىشود: ١. الرجال الذين رَوَوا عن أبى عبد اللَّه عليه السلام؛ مشتمل بر راويانى كه در رجال ابن عقده، ذكر نشده بودند.
٢. المصابيح فى ذكر مَن روى عن الأئمة عليهم السلام؛ كتابى مانند كتاب المصابيح شيخ صدوق بوده كه هر مصباح آن، به يك امام اختصاص داشته است.
٣. القاضى بين الحديثَين المختلفَين،
٤. أخبار الوكلاء الأربعة يا أخبار الأبواب،
[١]. رجال النجاشى، ص ٩١.
[٢]. همان، ص ٥٩.
[٣]. رجال النجاشى، ص ٩١.
[٤]. رجال النجاشى، ص ٥٩.
[٥]. رجال الطوسى، ص ٤١٣.
[٦]. رجال النجاشى، ص ٨٦؛ الفهرست، طوسى، ص ٨٤؛ معالم العلماء، ص ٥٨؛ خلاصة الأقوال، ص ٦٨.
[٧]. الفهرست، طوسى، همان جا؛ معالم العلماء، همان جا؛ خلاصة الاقوال، همان جا.
[٨]. رجال النجاشى، ص ٨٦.