تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٣٧ - ب - اهتمام به اخذ و نقل از راويان اصلى
معروف به سيّارى،[١] محمّد بن موسى بن عيسى سمان همدانى،[٢] محمّد بن احمد جامورانى، مكنّا به ابو عبد اللَّه رازى،[٣] و محمّد بن عيسى عبيد بن يقطين[٤] در كتاب نوادر الحكمة ى محمّد بن احمد بن يحيى اشعرى. چنان كه آنها محمّد بن اورمه، مكنّا به ابو جعفر قمى را قابل اعتماد نمىدانستند.[٥] ابن وليد (م ٣٤٧ ق) و شاگرد او شيخ صدوق (م ٣٨١ ق)، برخى از روايات افرادى را كه به آنها اعتماد داشتند نيز، نقل نمىكردند؛ زيرا به برخى راويان روايات آنان، اعتماد نداشتند. شمارى از روايات محمّد بن احمد بن يحيى بن عمران قمى،[٦] روايات كتاب منسوب به خالد بن عبد اللَّه بن سُدَير[٧] و دو اصل زيد نرسى و زيد زرّاد،[٨] اين گونه بودهاند؛ چنان كه ابن وليد، به ابن بطّه قمى مؤدّب اعتماد نداشت.[٩] احمد بن محمّد بن عيسى با شمارى از محدّثان، به يك يا چند علّت از اتهامات ياد شده، با تندى برخورد كرد. از جمله آن محدّثاناند: احمد بن محمّد بن خالد برقى،[١٠] سهل بن زياد[١١] و محمّد بن على بن ابراهيم صيرفى ملقّب به ابو سمينه.[١٢]
ب- اهتمام به اخذ و نقل از راويان اصلى
اگر شيخ صدوق (م ٣٨١ ق) نماينده انديشه و رويكرد حديثى غالب در قم در نظر
[١]. الضعفاء، ص ٤٠.
[٢]. همان، ص ٩٥؛ خلاصة الأقوال، ص ٤٠١؛ رجال ابن داوود، ص ٤٧٦.
[٣]. الضعفاء، ص ٩٧؛ الخلاصة، ص ٤٠٤.
[٤]. خلاصة الأقوال، ص ٢٤١؛ رجال ابن داوود، ص ٢٧٥.
[٥]. الضعفاء، ص ٩٣؛ رجال النجاشى، ص ٣٢٩؛ الفهرست، طوسى، ص ٢٢٠؛ خلاصة الأقوال، ص ٣٩٧.
[٦]. رجال النجاشى، ص ٣٤٧؛ الفهرست، طوسى، ص ٢٠٥.
[٧]. الفهرست، طوسى، ص ١٢٢؛ رجال ابن داوود، ص ٢٤٤؛ خلاصة الأقوال، ص ٣٤٤.
[٨]. الخلاصه، ص ٢٢٢- ٢٢٣؛ رجال ابن داوود، ص ١٠٠، ١٤٦، ش ٦٦٧.
[٩]. رجال النجاشى، ص ٢٦٣؛ خلاصة الأقوال، ص ١٦٠؛ طبقات أعلام الشيعة، ج ١، ص ٢٣٥- ٢٥٤.
[١٠]. الضعفاء، ص ٣٩؛ خلاصة الأقوال، ص ١٤، ش ٧.
[١١]. الضعفاء، ص ٦٧؛ خلاصة الأقوال، ص ٢٢٩، ش ٢.
[١٢]. الضعفاء، ص ٩٤؛ رجال ابن داوود، ص ٤٦٩.