تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٣٨٣ - ١ رسالة أبى غالب الزرارى
انتساب آن به ابو غالب زرارى، معروف است. رساله ابو غالب، از مصادر كتابهاى رجالى، تاريخى و كتابشناسى است. نجاشى، شيخ طوسى و علّامه حلّى در كتابهاى رجالى و كتابشناسى خود و نيز شيخ حرّ عاملى، محمّد باقر مجلسى و ميرزا حسين نورى در رجال و كتابشناسى، از آن استفاده كردهاند. ابو غالب اين رساله يا اجازه را براى تنها بازمانده خاندان اعيَن- كه نوه پسرىاش محمّد بن عبد اللَّه بن احمد بود و چهار سال بيش نداشت-، تأليف كرد.[١] وى اين رساله را در ذى قعده سال ٣٥٦ ق، تأليف كرد و در سال ٣٦٧ ق، به بازنگرى و اصلاح آن پرداخت.[٢] انگيزه اصلى ابو غالب از تأليف اين رساله، آن بوده كه در فقدان فرد يا افراد تداومبخش سلسله پر افتخار خاندان اعين و در حال پيرى و ضعف خود وى و نيز كوچك بودن تنها بازمانده خاندان ياد شده، ميراث گرانبهايى را كه از تاريخ و افتخارات محدّثان و راويان آل اعين به او رسيده بود و نيز كتابهاى را كه از خود و مشايخ خود در اختيار داشت و نسبت به انتساب آن كتابها به مؤلّفان آنها اعتماد داشت، در اختيار نوه خود قرار دهد تا شايد بدين وسيله، [اين افتخارات و ارزشها، در] نسل آل اعين ادامه پيدا كند.[٣] بر اين اساس، ابو غالب زرارى ابتدا به معرّفى خاندان اعيَن- از زُراره و حمران بن اعين تا پدر خود و سپس خود و تنها فرزندش- پرداخته و مشايخ خود را نيز ذكر كرده است. وى در اين باره، بنا به نقلى كه در اختيار دارد، متذكّر شده كه آل اعين، همگى اهل علم و حديث و از دلدادگان اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله بودهاند و شمار محدّثان آن خاندان، به شصت نفر مىرسد.[٤] نكته مهم در اين قسمت، آن است كه ابو غالب در نقد و جرح و تعديل راويان، بر مبناى اعتبار و وثاقت راوى عمل مىكرده و نوع مذهب را دخالت نمىداده است. مثلًا
[١]. رسالة أبى غالب، ص ٤٢.
[٢]. همان، ص ٤٥.
[٣]. همان، ص ٤٢.
[٤]. همان، ص ٢، ص ٦، ص ١٧.