تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٣٦٧ - ٣ رسالة فى معنى المولى
معنايى به كار بردهاند كه حاكى از رياست يا اولويت در تصرّف است؛ مانند شعرى كه اخطل در مدح عبد الملك بن مروان سروده است. شيخ مفيد متذكّر شده كه اخطل شاعرى است كه همگان بر خبرويت و سرآمدىِ او در زبان عربى و لغت، اذعان دارند.
نمونه ديگر، قصيده معروف كميت بن زيد است؛ كسى كه در تفسير قرآن، به شعر او استشهاد شده و همگان بر فصاحت و معرفت او به لغت، هم زباناند. چگونه مىتوان پذيرفت كه چنين فردى، لفظ را در معنايى به كار برده باشد كه در لغت، هرگز در آن معنا به كار نرفته است؟! همچنين، قيس بن سعد بن عباده در قصيدهاى كه هيچ كس از اهل نقل، در آن ترديد نكرده است و نيز حسّان بن ثابت شاعر رسول خدا صلى الله عليه و آله كه در دوره جاهليّت و اسلام، سرآمد فصحا بود.[١] ذكر اين كه برخى از اهل لغت، معناى رياست و تصرّف را براى مولا ذكر نكردهاند، اين استدلال را سست نمىكند؛ چراكه براى يافتن معناى واژه، قول اندكى از اهل لغت، بسنده نيست و از ديگر سو، ذكر نكردن اين معنا دلالت بر نفى آن در نظر آنان نمىكند. اين عدّه، معناى «اولويت در تصرّف» را ذكر نكردهاند، نه اينكه آن را انكار نمودهاند.
شيخ مفيد پس از پايان مناظره، تحت عنوان «فصل» به چند مطلب اشاره كرده است. موضوع فصل اوّل، احتمال جهل، عناد يا تأويل بر حسب اعتقاد درباره شعرا و اصحاب لغتى است كه به آنها اعتماد شده است. به نظر شيخ مفيد، اين احتمال قابل اعتنا نيست؛ زيرا به سدّ باب علم به لغت، مىانجامد.
در فصل دوم، به نكتهاى از كتاب غريب اللغة ى ابو عبيده استشهاد كرده است.
ابو عبيده عبارت قرآنى «هُوَ مَوْلاكُمْ» را به «أولى بكم» تفسير كرده است. در اين فصل، به شعر لبيد نيز استشهاد شده است.
[١]. همان، ص ١٨- ٢١.