تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٣٤٧ - ٤ الهداية
«خبر مأثور»،[١] «اصول و مسائل متلقّات»[٢] و «فقه منصوص»، از آن ياد كردهاند.[٣] شيخ حرّ عاملى به نقل متونى كه شيخ صدوق از آنها به حديث يا روايت تعبير كرده، بسنده نموده و ديگر متون را كلام خود شيخ، به شمار آورده است.[٤] موضع ميرزا حسين نورى- كه تا حدّى افراطى است-، چنين است كه نه تنها همه عبارات المقنع را خود روايت به شمار آورده، كه روايات آن را صحيح (به معناى اخصّ آن نزد متأخّرين) دانسته و مجموع كتاب را از اين حديث، برتر از كتاب من لايحضره الفقيه توصيف كرده است. سرچشمه اين برداشت، همان عبارت پيش گفته شيخ صدوق در ابتداى المقنع[٥] است. به عقيده ميرزا حسين نورى، از آن كلام شيخ صدوق، مىتوان چهار نتيجه به دست آورد:
يكم: متن كتاب، خود، متون روايات است.
دوم: همه اخبار آن، در اصل مسند بوده است.
سوم: اخبار كتاب، از اصول اصحاب گرفته شده است.
چهارم: صاحبان آن كتب و اصول و نيز طريق شيخ صدوق به آنها، همگى از فقها و دانشوران موثّق بودهاند.
٤. الهداية
مؤلّف: شيخ صدوق
تحقيق: مؤسّسه الهادى عليه السلام
ناشر: مؤسّسة الامام الهادى عليه السلام، قم، ١٤١٨ ق
[١]. بحار الأنوار، ج ١٠، ص ٤٠٥.
[٢]. البدر الزاهر، ص ٢١.
[٣]. المهذب، ج ١، ص ٢٢- ٢٣، مقدّمه سبحانى.
[٤]. خاتمة مستدرك الوسائل، ج ١، ص ١٨٩.
[٥]. المقنع، ص ٥.