تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٣٧٠ - ٥ رسالة حول خبر مارية
ارزشمند و مفيد است.
نسخه چاپى اين رساله، شامل مقدّمه محقّق، مقدّمه سيّد محمّد رضا حسينى جلالى، مقدّمه مؤلّف، و اصل رساله است و رساله سيّد جعفر مرتضى و نقد آن نيز در پايان آمده است.
در مقدّمه محقّق، به موضوع رساله و نسخههاى خطّى و چاپى آن، اشاره شده است. به موجب مقدّمه مؤلّف، فردى معتزلى درباره خبر نامبرده به ماريه قبطيه، سؤالهايى را نزد شيخ مفيد مطرح كرده است. اين رساله، حاصل گفت و باز گفت و پرسش و پاسخ شيخ مفيد و آن معتزلى است.[١] اصل رساله، شامل فشرده خبر و سؤالها و پاسخهاست. در اين خبر، چنين آمده است: عايشه همسر پيامبر صلى الله عليه و آله، ماريه- همسر ديگر رسول خدا و مادر ابراهيم، تنها فرزند نرينه پيامبر- را به برقرارى ارتباط نامشروع با جريح قبطى پسر عموى او، متّهم كرد. وى به دنبال اين اتهام، ابراز داشت كه ابراهيم از جريح قبطى است، نه از پيامبر صلى الله عليه و آله. چون اين خبر به گوش پيامبر رسيد، آن حضرت به على عليه السلام مأموريت داد كه اگر جريح را در خانه ماريه يافت، گردن بزند. على عليه السلام از پيامبر پرسيد كه تحقيق كند يا بدون تحقيق، اين مأموريت را انجام دهد؟ پيامبر گزينه تحقيق را به او پيشنهاد كرد؛ با اين عبارت كه: «بل يرى الشاهد ما لا يرى الغائب». أمير المؤمنين عليه السلام به خانه ماريه قبطيه رفت. فرد قبطى را در آن جا يافت. وقتى آن قبطى، شمشير را در دست امير المؤمنين ديد، ترسيد و از نخل بالا رفت. در اين هنگام بود كه باد، پيراهن او را كنار زد و معلوم شد كه او آلت مردانه ندارد. أمير المؤمنين عليه السلام او را رها كرد و به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بر گشت و آنچه را مشاهده كرده بود، به ايشان گزارش داد. پيامبر خوشحال شد و خدا را به اين جهت كه اهل بيت را از تهمت مردان بد، منزّه و پاك ساخته، ستايش كرد.[٢]
[١]. رسالة حول خبر مارية، ص ١٦.
[٢]. همان، ص ١٧- ١٨.