تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٤٩١ - ابن بطريق و كتاب«عيون صحاح الأخبار»
للعلم من غير سبيله و مقتحم ولوجه من غير بابه و دليله، أثار لى ذلك عزماً مع ما كان سبق من سؤال بعض السادة الأجلّاء الديّانين فى أن اؤلف فى ذلك كتاباً لم يسبق إلى مثله قديم عصر بالتصنيف، و لا حديث عهد بالتأليف من كلا طرفى سنّى صنّف أو شيعى يكون، تنبيهاً للعالم الزكىّ و تقويماً للجاهل الغوىّ الغبىّ ....[١]
كتاب عيون در بيست و پنج فصل تنظيم شده و در هر فصل، آيهاى كه در شأن حضرت امير بوده، نقل و بعد از آن، روايتهاى منقول كه در آنها به تنزيل آيه يا آيات در حقّ حضرت تصريح شده، ذكر گرديده است. ابن بطريق در آخر هر بخش، نظرات خود را نيز ذكر مىكند. ويژگى جالب توجّه ابن بطريق، نحوه ارجاع دادن وى به مصادر مورد استفادهاش است. وى در مواردى آدرس دقيق روايت را آورده است.[٢] روايات اين كتاب در اثبات امامت حضرت على عليه السلام است.[٣] تلاش ابن بِطْريق، ذكر فضايل حضرت است كه به نحوى بر اساس آن، امامت ايشان اثبات مىگردد. او در آخر احاديث، نظرات خود را مبتنى بر همان احاديث، بازگو مىكند. به عنوان مثال، او نظرات خودش را در پى نقل روايات دال بر عصمت حضرت[٤] و لزوم محبّت به اهل بيت[٥] بازگو كرده است.[٦] كتاب العمدة ى ابن بطريق، مورد توجّه و عنايت عالمان زيدى بوده است، بخصوص آن دسته از طرق ابن بطريق كه از اكثر كتابهاى حديثى به روش اجازه نقل حديث كرده است. به عنوان مثال، عبد اللَّه بن حمزه (م ٦١٤ ق) در كتاب الشافى، اكثر
[١]. همان، ص ٤٣.
[٢]. براى نمونه، ر. ك: همان، ص ٤٦ و ٧٥. ابن طاووس اين روش را به نحو گستردهترى مورد استفاده قرار داده است( ر. ك: كتابخانه ابن طاووس، ص ١٣٩- ١٤٤).
[٣]. در اين كتاب، رواياتى از مصادر اهل سنّت نقل شده كه دال بر تحريف قرآناند. براى نمونه، ر. ك: خصائصالوحى المبين، ص ٥٤.
[٤]. خصائص الوحى المبين، ص ٧٩ و ٨٠.
[٥]. همان، ص ٨٧ و ٨٨.
[٦]. براى ديدن موارد ديگر، ر. ك: همان، ص ٥٨- ٦٠، ٦٤- ٦٦، ٧٩ و ٨٠.