تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٣٢١ - ٣ تفسير النعمانى
روشن است كه اين سوره، در جزء دوم بوده است.
٣. طبرسى (م ٥٦١ ق) در تفسير سوره نور و سوره تحريم،[١] و ابن طاووس (م ٦٦٢ ق) در تفسير آيه ٣٢ سوره فاطر،[٢] رواياتى را از عيّاشى نقل كردهاند.
به هر حال، مؤلّف اين كتاب، احاديث را مسند ذكر كرده بوده؛ ولى در سدههاى بعد، برخى از نسّاخ به جهت اختصار، اسانيد آن را حذف كردهاند.[٣] اين تفسير، موثّقترين تفسير روايىِ باقى مانده از پيشينيان است كه از زمان تأليف تاكنون، مورد اعتماد مفسّران و محدّثان بوده[٤] و به طور خاص، از سده يازدهم، از مصادر مهمّ تفسير روايى به شمار آمده و جوامع و تفاسير بسيارى، از آن نقل كردهاند؛ مانند:
الصافى فيض كاشانى، البرهان بحرانى، نور الثقلين حويزى، وسائل الشيعة و إثبات الهداة حرّ عاملى، و بحار الأنوار مجلسى.
٣. تفسير النعمانى
مؤلّف: ابن ابى زينب نعمانى
ناشر: مجمع البحوث الإسلامية
كتاب التفسير، در مصادر كتابشناسى اوّليه، در شمار تأليفات ابن ابى زينب نعمانى ياد نشده است. در سده يازدهم، شيخ حرّ عاملى و محمّد باقر مجلسى، از تفسير نعمانى ياد كردهاند. به گفته شيخ حرّ، المحكم و المتشابه منسوب به سيّد مرتضى، همان تفسير نعمانى است؛ يعنى وى آن را از تفسير نعمانى نقل كرده است.[٥] در اين سده، قسمتهايى از اين تفسير پيدا شد[٦] و محمّد باقر مجلسى در «كتاب القرآن»
[١]. مجمع البيان، ج ٧، ص ٢٣٩- ٢٤٠، ج ١٠، ص ٥٦.
[٢]. سعد السعود، ص ٧٩.
[٣]. تفسير العيّاشى، ج ١، ص ٧؛ بحار الأنوار، ج ١، ص ٢٨.
[٤]. تفسير العيّاشى، مقدّمه طباطبايى، همان جا.
[٥]. أمل الآمل، ج ٢، ص ١٨٤.
[٦]. همان، ج ٢، ص ٢٣٣؛ بحار الأنوار، ج ١، ص ١٥.