تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٤٧٨ - رهيافت طبرسى در«الاحتجاج»
از ديگر مآخذ طبرسى، بايد به آثار شيخ صدوق چون الأمالى و كمال الدين (كه در بخش امام دوازدهم و نقل متن توقيعات، روايات از اين كتابْ اخذ شدهاند)، الأمالى شيخ طوسى و كتاب سليم بن قيس اشاره كرد. همچنين بخشى از رساله سيّدمرتضى به نام الرسالة الباهرة فى فضل العترة الطاهرة نيز در اين كتاب نقل شده است.[١]
رهيافت طَبَرسى در «الاحتجاج»
طبرسى در آغاز كتابش علّت تأليف كتاب را چنين بيان داشته است:
سپس آنچه مرا به تأليف اين كتاب وا داشت، نپرداختن گروهى از اصحاب و ياران ما به علم جدل و بحث بوده است، گرچه اين عملْ صحيح است. آنها اين گونه استدلال مىنمودند كه پيامبر و ائمّه هرگز مجادله و جدل نكردهاند و چنين عملى را به كار نگرفتهاند و از بهر شيعه نيز در اين كار رخصتى نيست؛ بلكه از آن نهى شدهاند. به اين دليل، لازم ديدم كه نوشتهاى را از گفتگوهاى آنها در فروع و اصول با اهل سنّت و خردمندان كه در آنها به جدل با آنان پرداختهاند، گرد آورم. ائمّه از پرداختن به جدل، تنها افراد ناتوان را نهى كردهاند و منع آنها شامل حال افراد توانا به اين فن نمىگردد.[٢]
در ادامه، طبرسى آيات دال بر گفتگو و جدل را آورده و بعد به نقل روايات پيامبر و ائمّه در باب مجادله با مخالفان پرداخته است. نكتهاى كه از اين مقدّمه كوتاه برمىآيد، نشان از آغاز حركت حديثگرايى در حوزه فكرى شيعه است؛ حركتى كه آرام آرام در ميانه قرن هفتم، تبلورش در ابن طاووس تجلّى يافت كه مدّعى نهى پيامبر و ائمّه از بحثهاى كلامى بود.[٣]
[١]. فهرست نسخ خطّى اهدايى آقاى سيّد محمّد مشكات، ج ٣، بخش ٣، ص ١٠٥٩. مترجم مشهور عصر صفوى، على بن حسن زوارهاى، كتاب الاحتجاج را با عنوان كشف الاحتياج به فارسى ترجمه كرده است. براى آگاهى از نسخهاى از اين ترجمه، ر. ك: همان، ص ١٤٨٧- ١٤٨٨.
[٢]. الاحتجاج، ج ١، ص ٣.
[٣]. بحار الأنوار، ج ١٠٤، ص ٤٣، ٤٦ و ٤٧.