تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٣١٤ - ١٣ تاريخ قم
درباره تاريخ قم و معرّفى اهل قم و عالمان و شاعران آن است كه رنجش خاطر ابو الفضل محمّد بن حسين عميد (ابن العميد وزير) را فراهم كرده بود. و عامل سوم، تشويق برادر مؤلّف، ابو القاسم على بن محمّد بن حسن كاتب است كه در آن هنگام، حاكم قم بوده است.[١] مؤلّف، كتاب را در بيست باب با عناوين مشخّص، سامان داده است. باب شانزدهم آن، در معرّفى بعضى از علماى قم است و نيز عدد خواصّ آنها- كه ٢٦٦ نفر بودهاند- و عدد عامّه از اهل قم- كه به قم منسوب بودند و شمارشان تنها چهارده نفر بوده است- و ذكر مصنّفات و رواياتشان و اخبارى درباره آنان.
كتاب تاريخ قم، در شرح حال وضعيت اقليمى، اقتصادى و بويژه خراج، سياسى، مذهبى، علمى و انسانى شهر قم است. اصل اين كتاب، شامل بيست باب و پنجاه فصل، در چند مجلّد بوده است. ظاهر كلام محمّد باقر مجلسى و افندى اصفهانى،[٢] چنين مىنماياند كه اصل كتاب را در اختيار داشتهاند. ميرزا حسين نورى- با اشاره به اين كه خود، از بيست باب كتاب، تنها هشت باب آن را در اختيار دارد-،[٣] متذكّر مىشود كه اصل كتاب، در اختيار سيّد احمد حسينى (نوه دخترى محقّق كركى و پسرخاله محقّق داماد و نيز داماد او) بوده و وى در كتابى درباره فضائل سادات، موسوم به منهاج الصفوى، از آن نقل كرده است. نيز آقا محمّد على فرزند وحيد بهبهانى، آن را در اختيار داشته و در حاشيههاى خود بر نقد الرجال تفرشى، از آن نقل كرده است.
اينك نسخه عربى اين كتاب، ناياب است. نسخه فارسى آن نيز تنها شامل پنج باب نخست است و ديگر بابهاى كتاب، ناياباند. مترجم در مقدّمه كتاب، متذكّر شده است كه «كتاب تاريخ قم، مشتمل بر بيست باب و پنجاه فصل است». از اين عبارت، معلوم مىشود كه وى همه بابها و فصلهاى آن را در اختيار داشته است؛ اما معلوم
[١]. تاريخ قم، ص ١١- ١٢.
[٢]. بحار الأنوار، ج ١، ص ٤٢؛ رياض العلماء، ج ١، ص ٣١٨.
[٣]. خاتمة مستدرك الوسائل، ج ١، ص ٣٦٧.