تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ١٣٤ - ٨ ابوالحسين تلعكبرى(زنده در ٤١٠ ق)
وى در شعر و ادب نيز سرآمد بود و سخنشناسى معروف و بلكه يگانه دوران خويش، شناخته مىشد.[١]
تأليفات
كتابهايى كه به سيّد رضى نسبت داده شده، در زمينههاى گوناگونى فراهم آمدهاند: شعر، تفسير، فقه الحديث و گاه تاريخ؛ ولى رويكرد حاكم بر همه آثار حديثى او، ادبى و بلاغى است.
آثار حديثى چاپى: ١. خصائص الأئمّة، ٢. المجازات النبوية، ٣. نهج البلاغة.
٨. ابوالحسين تَلَّعُكبُرى (زنده در ٤١٠ ق)
محمّد بن هارون بن موسى تلعكبرى، مكنا به ابو الحسين؛ محدّث. وى فرزند محدّث معروف، هارون بن موسى (م ٣٨٥ ق) بود. كنيه او را گاه، ابو جعفر نيز ذكر كردهاند.[٢] سال وفات محمّد بن هارون، معلوم نيست؛ ولى به گزارشى، شيخ مفيد (م ٤١٣ ق) در سال ٤١٠ ق از او حديث شنيد.[٣] وى ساكن بغداد بود و به دمشق نيز سفر كرد.[٤] او همشاگردى نجاشى و نيز شيخ حديث او بود.[٥] گرچه اين محدّث در مصادر، توثيق نشده است، به قرينه قرار گرفتن او در طريق احاديث نجاشى و طرق كتاب رجال او، افزون بر طلب رحمت نجاشى بر وى[٦] و اينكه نجاشى مشايخ حديث خود را توثيق كرده،[٧] اين حدسْ قوى مىنمايد كه نجاشى به او اعتماد داشته است.
[١]. رجال النجاشى، ص ٣٩٨؛ تاريخ بغداد، ج ٢، ص ٢٦٣؛ خلاصة الأقوال، ص ٢٧٠؛ خاتمة مستدرك الوسائل، ج ١، ص ٣٦٩.
[٢]. رجال النجاشى، ص ٧٩، ص ٤٣٩.
[٣]. فرج المهموم، ص ٢٣٦؛ قواعد الحديث، ص ١٨٣.
[٤]. بحار الأنوار، ج ٨٧، ص ١٤٢.
[٥]. رجال النجاشى، ص ٤٣٩، ص ٧٩؛ الذريعة، ج ٢٠، ص ٥٤.
[٦]. رجال النجاشى، ص ٧٩.
[٧]. قواعد الحديث، ص ١٨٣.