تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٩٧ - ٣٠ ابوغالب زرارى(٢٨٥ - ٣٦٨ ق)
٢٨٥ ق، در كوفه به دنيا آمد[١] و به سال ٣٦٨ ق، در بغداد از دنيا رفت.[٢] به قرينه آنكه وى زمانى به بغداد رفته كه تنها فرزندش ٣٧ سال داشته، اين حدس قوى مىنمايد كه وى در واپسين سالهاى زندگى، ساكن بغداد بوده است.[٣] كلينى، ابو طالب انبارى و نعمانى صاحب كتاب الغيبة، از مشايخ معروف ابو غالب بودهاند و راويان او نيز عبارتاند از: ابن غضائرى، تلعكبرى، شيخ مفيد، ابن نوح سيرافى، ابن عبدون و ابن عيّاش جوهرى.[٤] ابو غالب، آخرين محدّث و عالم خاندان بزرگ آل اعْيَن بود[٥] كه نامش در اسناد بسيارى از روايات و طرق رجال نجاشى و فهرست طوسى، آمده است. در مصادر، خاندان اعين را با عنوان «بنى سِنسن»،[٦] «بكريّون»[٧] و «زُرارى»[٨] نيز ياد كردهاند. عنوان زُرارى براى اين خاندان، چندان قديمى نيست. گويا تا زمان سليمان بن جهم، جدّ ابو غالب، شهرت آنان «بَكرى» بود و در اين زمان، به جهت شرايط سخت سياسى شيعيان، امام حسن عسكرى عليه السلام براى بار نخست، سليمان بن جهم را «ابو طاهر زرارى» خواند و از آن پس، آنان خود را زرارى خواندند.[٩] ابو غالب را پر روايت، قابل اعتماد و شيخ اصحاب خواندهاند.[١٠]
[١]. رساله ابو غالب، ص ٣٨؛ رجال النجاشى، ص ٧٥.
[٢]. رجال النجاشى، همان جا؛ الفهرست، طوسى، ص ٧٧.
[٣]. رساله ابو غالب، ص ٤٢.
[٤]. رجال النجاشى، ص ٧٧؛ رجال الطوسى، ص ٤١٠؛ الفهرست، طوسى، ص ٧٧؛ الذريعة، ج ١، ص ١٤٣؛ معجمرجال الحديث، ج ٢٤، ص ٩.
[٥]. رساله ابو غالب، ص ٤٢.
[٦]. رجال النجاشى، همان جا.
[٧]. الفهرست، طوسى، ص ٧٧.
[٨]. رجال النجاشى، همان جا؛ الفهرست، طوسى، همان جا.
[٩]. رساله ابو غالب، ص ١١؛ الفهرست، طوسى، همان جا.
[١٠]. رجال النجاشى، همان جا؛ الفهرست، طوسى، همان جا؛ رجال الطوسى، همان جا؛ خلاصة الأقوال، ص ٦٧.