تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٣٢٠ - ٢ تفسير العياشى
علّامه طباطبايى نيز به جايگاه و اهميّت تفسير عيّاشى اختصاص دارد.
ناسخ كتاب كه ناشناخته است، اين تفسير را يافته و در پىِ اطمينان از انتساب آن به عيّاشى، تلاش كرده است به مصدرى هم كه اين تفسير را از طريق سماع از مصنّف يا كس ديگرى دريافت كرده، دست يابد؛ ولى موفّق نشده است. بر اين اساس، اسانيد روايات آن را حذف كرده و متذكّر شده است كه اگر پس از اين، به كسى دست يافت كه واجد شرايط پيشْ گفته باشد، اسانيد را ذكر خواهد كرد.[١] اصل كتاب، با مباحث و دانشهاى تفسيرى آغاز شده است كه مدخل تفسير به شمار مىآيند، و سپس اصل تفسير آمده است. مقدّمات تفسير، شامل عناوين زير است: فضائل قرآن، مورد و شأن نزول قرآن، معناى اصطلاحاتى چون: ناسخ، منسوخ، ظاهر، باطن، محكم و متشابه، آياتى از قرآن كه به ائمه عليهم السلام اشاره دارند، علم ائمه به تأويل آيات قرآن، حكم كسى كه قرآن را به رأى خود تفسير كند، و ناپسند بودن جدال درباره قرآن.
اصل تفسير، با سوره فاتحه آغاز مىشود و تا سوره كهف پيش مىرود. روايات تفسير عيّاشى، همگى از ائمّه عليهم السلام است و شامل شرح الفاظ آيات، شأن نزول و بيان مصاديق و موارد انطباق است كه به ترتيب آيات ذكر شدهاند. گويا اين تفسير، كامل بوده و در دو جزء سامان داشته است: جزء اوّل آن، شامل هجده سوره- از سوره حمد تا پايان سوره كهف- و جزء دوم، شامل ساير سورههاى قرآن. جزء دوم آن، ناياب است.[٢] به چند قرينه، مىتوان كامل بودن اين تفسير را حدس زد:
١. سكوت نجاشى (م ٤٥٠ ق) و شيخ طوسى (م ٤٦٠ ق) درباره ناتمام بودن آن؛ چرا كه آنها معمولًا اين توضيح را براى كتابهاى ناقص دادهاند.
٢. عيّاشى در جزء موجود،[٣] مطلبى را از تفسير آيه ٣٢ سوره فاطر نقل مىكند.
[١]. تفسير العيّاشى، ج ١، ص ٢.
[٢]. تفسير العيّاشى، ج ١، ص ٤، مقدّمه طباطبايى.
[٣]. تفسير العيّاشى، ج ٢، ص ٢٦٤.