تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ١٠٢ - ٣٣ ابوالمفضل شيبانى(م ٣٨٧ ق)
حال، ديدگاه غالب در مصادر، عدم توثيق اوست.[١] شايد به همين دليل باشد كه نجاشى با اينكه او را ملاقات كرده بوده، از وى بدون واسطه روايت نكرده[٢] و يا شايد به اين دليل بوده كه نجاشى از جهت شدّت احتياط در نقل، در سنّ چهارده يا پانزده سالگى، از ابو المفضّل نقل نكرده است.[٣] شيخ طوسى نيز برخى طرق را به دليل وجود ابو المفضّل، ضعيف دانسته است.[٤] تندترين و صريحترين موضع در باره او، از آنِ ابن غضائرى (م ٤١١ ق) است. وى ابو مفضّل را «وضّاع» و «كثير المَناكير» دانسته و متذكّر شده كه در كتابهاى او، سندهاى بىمتن و متنهاى بىسند، ديده است.[٥] علّامه حلّى (م ٧٢٦ ق) نيز به مواردى كه تنها ابو المفضّل نقل كرده باشد، اعتماد نكرده است.[٦] مصادر اهل سنّت نيز نه تنها ابو المفضّل را توثيق نكردهاند، كه او را شيخْنما و دروغگو دانستهاند.[٧] از ديگر سو، محدّث نورى[٨] و آقا بزرگ تهرانى[٩] با ذكر چنين قرائنى، بر اعتبار و وثاقت ابو المفضّل تأكيد كردهاند: نقل فراوان از وى در كتابهاى كفاية الأثر، الأمالى شيخ طوسى و الأمالى ابو على فرزند شيخ طوسى، نيز روايت حسين بن عبيد اللَّه غضائرى از او در تهذيب الأحكام و الإستبصار، ترحّم نجاشى بر وى در شرح حال مسعودى مورّخ،[١٠] اعتماد ابن نوح سيرافى استاد نجاشى بر كتاب
[١]. رجال النجاشى، همان جا؛ فهرست طوسى، همان جا.
[٢]. رجال النجاشى، همان جا.
[٣]. الذريعة، ج ١، ص ٣١٦؛ ج ٢، ص ٣١٤.
[٤]. الفهرست، طوسى، ص ٦٤، ١٠٤.
[٥]. الرجال، ابن غضائرى، ص ٩٨- ٩٩.
[٦]. خلاصة الأقوال، ص ٣٩٧.
[٧]. تاريخ بغداد، همان جا.
[٨]. خاتمة مستدرك الوسائل، ج ٣، ص ١٦١- ١٦٣.
[٩]. الذريعة، ج ٢، ص ٣١٤.
[١٠]. رجال النجاشى، ص ٢٥٤.