تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٩ - اوضاع سياسى در سده هاى چهارم و پنجم
فصل يكم: كلّيات
اوضاع سياسى در سدههاى چهارم و پنجم
سده چهارم، آغاز حركت رو به افول و ضعف خلافت عباسى بود.[١] حكومت يكپارچه اسلامى، به حكومتهاى كوچك- و به قولى ملوك الطوائفى- تبديل شده بود:[٢] فارس، رى، اصفهان و جبال، زير سلطه آل بويه اداره مىشدند؛ كرمان زير فرمان محمّد بن الياس؛ موصل و ديارات (ربيعه، بكر و ديار مُضَر)، تحت فرمان آل حمدان؛ مصر و شام زير سلطه محمد بن طُغَجِ اخشيد؛ مغرب (مراكش) و افريقيه (تونس) زير فرمان فاطميان؛ خراسان و ماوراء النهر زير سلطه سامانيان؛ اهواز و واسط و بصره تحت فرمان بريدىها؛ يمامه و بحرين در اختيار قرامطه؛ طبرستان و جرجان زير سلطه زياريان؛ و اندَلُس در تصرّف خاندان بنى اميّه.[٣] به قولى، در سال ٣٢٥ ق، خليفه عباسى، تنها بر بغداد حكمرانى مىكرد[٤] و از آن سال، همين يك شهر نيز از سلطه او خارج شد.[٥] در اين دو سده؛ بويژه در سده
[١]. تاريخ سنى ملوك الأرض و الأنبياء، ص ١٥٢؛ تاريخ ابن خلدون، ج ٤، ص ٤٣١؛ البداية و النهاية، ج ١١، ص ٢٤٠؛ الشيعة فى الميزان، ص ١٦٧- ١٧٠.
[٢]. احياى فرهنگى در عهد آل بويه، ص ٦٨.
[٣]. المنتظم، ج ٦، ص ٢٨٨.
[٤]. همان جا.
[٥]. آل بويه نخستين سلسله قدرتمند شيعه، ص ١٣٦.