تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٥٢٥ - عالمان حله
البيت عليهم السلام. جمع فيه ما فى القرآن و الحديث، و نقض كتاب العثمانيّة للجاحظ و مات بقمّ سنة ٥٣٤.[١]
ابن ابى طى در شرح حال عالم امامى، حسين بن اسماعيل بن الحسن بن محمّد بن الحسن نيشابورى مشهور به فخر الحرمين، از مجلس درس وى ياد كرده كه در آن وى براى شيعيان و اهل سنّت تدريس مىكرده است. نكته جالب توجّه ديگر در شرح حال اين عالم امامى، نگارش اثرى در رجال صحيح البخارى و صحيح مسلم بوده است.
عبارت ابن ابى طى در شرح حال فخر الحرمين چنين است:
كان إماميّاً فى الاصول و الفروع، و يعرف الحديث، و كان يجلس للعلّامة و يحدّث، و قد خرّج رجال البخارى و رجال مسلم، و كان أهل الحديث فى زمان يهابونه و اجتهدوا فى تلفه، فلم يقدروا إلّاعلى نسبته إلى التشيّع، فكان يحمد اللَّه على ذلك.[٢]
عالمان حِلّه
شهر حلّه ظاهراً از اواخر قرن ششم، به عنوان مركز مهم ترويج تشيّع، اهمّيت خاصى پيدا كرده است.[٣] در قرن هفتم و بعد از حمله مغولان و در امان ماندن حلّه و حلب از تاراج و غارت آنان، اين شهر به جاى رى، مركزى براى نشر و اشاعه تشيّع شد. اين را از اخبار تاريخى فراوانى كه درباره شهر حلّه نقل شده است، مىتوان استنباط نمود.
به عنوان مثال، محمّد بن جعفر مشهدى از رفت و آمد عالمان شيعه به شهر حلّه خبر داده است. به دليل نزديكى حلّه به حلب، طبيعى است كه رفت و آمد ميان عالمان شيعى اين دو شهر، فراوان بوده باشد. مشهدى نوشته كه در سال ٥٧٥ ق، ابو المكارم
[١]. لسان الميزان، ج ١، ص ٥٨٦ و ٥٨٧. سيّد عبد العزيز طباطبايى در معجم أعلام الشيعة( ج ١، ص ٨٥) نيز اين مطلب را به نقل از ابن حجر عسقلانى نقل كرده است.
[٢]. لسان الميزان، ج ٢، ص ٥٠٤.
[٣]. براى اطلاع از اهميت حلّه به عنوان مركزى در ترويج تشيّع، ر. ك: معجم أعلام الشيعة، ج ١، ص ٤٤، ٥٩، ٧٢، ١٣٦، ١٦٢، ١٧٠، ١٧١، ١٧٤، ١٧٩، ١٨٢، ١٨٣، ١٨٨، ١٩١، ١٩٢، ٢٣١، ٢٣٢، ٢٦٩، ٣٠٧، ٣١٤، ٣٣١، ٣٣٢، ٣٥٨، ٣٥٩ و ٤٠٦.