تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ١٦٠ - ٢٤ حسكانى(م ٤٧٠ - ٤٩٠ ق)
الوسائل[١] است.
آثار چاپى: ٥. الإستنصار فى النص على الأئمة الأطهار عليهم السلام، ٦. التعريف بوجوب حقوق الوالدين، ٧. فهرس كراجكى، ٨. معدن الجواهر و رياضة الخواطر، ٩. كنز الفوائد، ١٠. التعجّب فى الإمامة، ١١. التفضيل، ١٢. دليل النص بخبر الغدير.
٢٤. حَسَكانى (م ٤٧٠- ٤٩٠ ق)
عبيد اللَّه بن عبد اللَّه بن احمد بن محمّد بن حسكان نيشابورى، مكنّا به ابو القاسم و معروف به حسكانى (حَسَكايى) و ابن حذّاء؛ محدّث و متكلّم. در مصادر امامى متقدّم، از حسكانى ياد نشده و در مصادر متأخّر نيز كوتاه، جزئى و در حدّ معرفى كتابها يا نقل از آنها، به وى پرداخته شده است. سال وفات او به اختلاف، پس از ٤٩٠ ق،[٢] و پس از ٤٧٠ ق،[٣] ذكر شده است. از آن جا كه ذهبى (م ٧٥٢ ق) پس از شرح حال حسكانى متذكّر مىشود كه درگذشت ابو سعد ابن حسكويه، تا سال ٤٨٨ ق، به تأخير افتاد،[٤] چنين استنباط مىشود كه وفات ابن حسكويه پس از مرگ حسكانى، تا سال ياد شده به تأخير افتاده است. به قرينه اين عبارت، گويا عبارت «تسعين؛ نود»، «سبعين؛ هفتاد» بوده و نسّاخ دچار تصحيف شدهاند.[٥] بر اين اساس، درگذشت و پس از ٤٧٠ ق، بوده است. به هر حال، وى از افراد معمّر بود كه توجه و عنايت تام و تمامى به علم حديث داشت و ضمن اتقان حديث، عالى السند نيز بود.[٦] حسكانى از جدّش احمد و حاكم نيشابورى (م ٤٠٦ ق) و بسيارى ديگر از مشايخ اهل سنّت، حديث شنيد.[٧] شاگرد معروف او كه بيشترين روايت را از حسكانى دارد، عبد الغافر بن
[١]. مستدرك الوسائل، ج ٣، ص ٢١٥، ٢٢٥؛ ج ٨، ص ٥٧.
[٢]. تذكره الحفاظ، ج ٣، ص ١٢٠٠- ١٢٠١.
[٣]. سير أعلام النبلاء، ج ١٨، ص ٢٦٨.
[٤]. تذكرة الحفاظ، ج ٣، ص ١٢٠١.
[٥]. الذريعة، ج ٤، ص ١٩٤.
[٦]. تذكره الحفاظ، همان جا.
[٧]. المنتخب من كتاب السياق، ج ١، ص ٣٢٤؛ تذكرة الحفاظ، همان جا؛ سير أعلام النبلاء، همان جا.