تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٢٤٠ - ٤ كتاب الغيبة
از عناوين ابواب و چينش آنها، استفاده مىشود كه مطالب، بر پايه ميزان اهميت و جايگاه منطقىشان مرتّب شدهاند و مؤلّف، اين كتاب را براى شيعيان نگاشته تا اعتقاد آنها به امام دوازدهم، در برابر شبهههاى مخالفان سست نشود و افراد سرگردان، از اين وضعيت رهايى يابند. روايات كتاب، با اسناد كامل، از امامان معصوم عليهم السلام و گاه از پيامبر صلى الله عليه و آله و از طريق اهل سنّت، نقل شده است. اين مطالب در يك نگاه كلّى، در دو زمينه مطرح شده است: يكى در زمينه مبادى و مبانى اعتقادىِ غيبت، و ديگرى در شرح حال امام دوازدهم و مسائل مربوط به غيبت.
نعمانى اين كتاب را دور از موطن اصلى خود، در حلب تأليف كرده است.[١] وى تصريح مىكند كه در اين كتاب، تنها احاديثى را كه در وقت تأليف در اختيار داشته، گرد آورده است؛ چون تمام رواياتى كه در اين زمينه داشته، آن هنگام در اختيار وى نبوده است. اين كتاب، به استناد عبارت روى جلد يكى از نسخههاى بسيار قديمى، در ذى حجّه ٣٤٢ ق، تأليف شده است.[٢] به نظر مىرسد كه اين تاريخ، زمان روايت كتاب از سوى مؤلّف براى شاگردش ابو الحسن شجاعى است. به علاوه، در متن كتاب، عبارتِ «و له الآن نيّف و ثمانون» را در باره عمر امام دوازدهم گفته است.[٣] پس با توجّه به قول صحيح در باره تاريخ ولادت امام زمان عليه السلام در (سال ٢٥٥ يا ٢٥٦ ق)، اين كتاب را پس از سال ٣٣٦ تا ٣٤٢ ق، نوشته است.
راوى اين كتاب، ابو الحسن محمّد بن على شجاعى، معروف به كاتب بوده است.[٤] وى كتاب الغيبة را در سال ٣٤٢ ق، نزد مؤلّف خوانده است. نجاشى نيز خود، شاهد بوده كه عدّهاى اين كتاب را نزد شجاعى كاتب مىخواندند.[٥] با توجّه به اينكه نجاشى در سال ٣٧٢ ق، متولّد شده، مىتوان حدس زد كه ابو الحسن شجاعى، دست
[١]. الغيبة، ص ٢٩.
[٢]. همان، ص ٢.
[٣]. همان، ص ١٥٧.
[٤]. الغيبة، ص ٢٥.
[٥]. رجال النجاشى، ص ٣٨٣.