تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٤٧٧ - الاحتجاج و مؤلف آن
نسبت داده است.[١] ابن طاووس با نقل عبارتى از اين كتاب و ذكر نام كتاب در بين آثارى كه بايد به فرزندش وصيت كند، مؤلّف كتاب را ابو منصور طَبَرسى دانسته است.[٢] تنها دو سلسله سند در كتاب الاحتجاج آمده است:
نخستين سلسله سند، طريق روايت تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السلام به همان طريق مشهور است.[٣] فردى كه طبرسى اين تفسير را از وى نقل كرده، ابو جعفر سيّد مهدى بن ابن ابى حرب حسينى مرعشى، از شاگردان ابو على است.
دومين سلسله سند كه در آن، مرعشى روايتى را از ابو على به نقل از شيخ طوسى نقل كرده، تنها مؤيّد تلمّذ حسينى نزد ابو على است.[٤] طَبَرسى به دليل مشهور بودن تصانيف و نوشتههاى اماميه، اسناد مآخذ خود را نياورده است؛ عملى كه در بيشتر آثار اين دوره انجام شده است.[٥] با توجّه به چاپ تحقيقى اين كتاب به وسيله ابراهيم بهادرى و محمّد هادىبه (قم، ١٤١٣ ق) مىتوانيم مصادر مورد استفاده طبرسى را شناسايى كنيم.
يكى از مهمترين اين منابع، تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السلام است. گرچه نمىتوان اين را قطعى دانست، امّا بر اساس منقولات طبرسى و اهتمام وى به نقل از كتاب و عدم وجود نقلى كه در متن چاپى موجود نباشد، مىتوان اظهار داشت كه متن اين تفسير، بر خلاف نظر عدّهاى، ظاهراً در اصل به همين اندازه بوده است.
[١]. روضات الجنّات، ج ١ ص ٦٥؛ فهرست نسخ خطّى اهدايى آقاى سيّدمحمّد مشكات به دانشگاه تهران، ج ٣ بخش ٣ ص ١٠٥٨؛ بحار الأنوار، ج ١، ص ٩.
[٢]. كتابخانه ابن طاووس، ص ٣٠٠ و ٣٠١.
[٣]. ر. ك: الاحتجاج، ج ١، ص ٦- ٨.
[٤]. ر. ك: همان، ص ١٣٣.
[٥]. سابقه اين عمل، به زمان شيخ صدوق برمىگردد. وى به علت اشتهار و متداول بودن متون، به چنين كارىدست يازيده است.