تاريخ حديث شيعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى - احمدى نورآبادى، مهدى؛ رحمتى، محمدكاظم - الصفحة ٤٧٩ - رهيافت طبرسى در«الاحتجاج»
به طور قطع نمىتوان گفت كه طبرسى با دغدغه اهل كلام، به نگارش كتاب خود پرداخته يا تنها محدّثى بوده كه روايات دال بر ذمّ «كلام» را به نحو ديگرى درك مىكرده است. با اين حال، وجود چنين احاديثى به همراه حاكميت نقل حديث و عدم نقل قولهاى خاص از وى، تا حدّى نشانگر وجود ذهنيت فردى محدّثى در وى است.
از سوى ديگر، احاديث انتخابشده در بحث امامت حضرت على عليه السلام، با بيان افضليت آن حضرت، واقعه عقبه، توطئه گروهى از منافقان براى قتل پيامبر، و حديث منزلت آغاز شده است. نيز هدف ديگر طبرسى در كتاب خود، اثبات امامت حضرت امير با تكيه بر روايات شيعى است، كه در اين مسئله وى بر خلاف ديگر عالمان امامى چون ابن شهرآشوب و ابن بطريق- كه به نقل روايات اهل سنّت توجّه تمام داشتهاند- عمل نموده است.
كتاب سليم بن قيس و تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السلام، دو متن مهمى هستند كه طبرسى به تكرار، از آنها نقل قول كرده است؛ چرا كه اساس بحث كتاب وى بر اين دو كتاب بنا شده است.[١] اين، در حالى است كه در آغاز، وى به شهرت اندك تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السلام اشاره كرده است. نيز با وجود اين كه احاديث، بدون هيچ اظهار نظرى نقل شدهاند، ولى نزديكى ذهنيت مؤلّف را به تفكّر متكلّمان امامى نشان مىدهد. اين را مىتوان با مقايسه كلّيت بحث مؤلّف با آثار كلامى شيعه دريافت. نكتهاى كه از اين همانندى مىتوان استنباط نمود، تمييز نهادن ميان تفكّر اصولى و اخبارى است.
دو مفهوم اصولى و اخبارى، غالباً با توجّه به مقوله فقه و حجّيت يا عدم حجّيت عقل، مورد اشاره قرار مىگيرند؛ امّا بحث اصولى و اخبارى، در «عقايد» نيز مطرح
[١]. متن اين تفسير، جزو آثار متداول در قرن پنجم و ششم است، گرچه اين روايتها دال بر اعتبار كتاب نيستند( ر. ك: التفسير المنسوب إلى الإمام العسكرى عليه السلام، مقدّمه).