فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٩٤ - دردسرهاى آينده
آمريكا يا بايد بدون نيروى زمينى در برابر چنين مانع شكنندهاى ريسك كند و يا تجربه شكست ويتنام را در خاورميانه تكرار نمايد.
همين مانع بزرگ است كه رايزنيهاى پىگيرى را در رابطه با به دست آوردن موضع جمهورى اسلامى ايران در برابر تهاجم نظامى به عراق به راه انداخته است و خبرگزاريها در گزارشهايى كه از ديدار مقامات سعودى و عمانى از تهران مىدهند به اين نكته اشاره مىكنند كه سعوديها و عمانيها تلاش مىكنند از موضع ايران در قبال سياست قريبالوقوع آمريكا در برابر عراق با خبر شوند و اگر بتوانند ايران را وادار كنند، در اين جنگ نيز موضع خود در افغانستان را حفظ نمايد.
الشرقالاوسط
در گزارشى از وجود گروه فشارى در درون كنگره آمريكا خبر داد كه خواهان آغاز عمليات از ايرانند و آنها با شعار «نخست ايران» مىخواهند قبل از حمله به عراق، كار ايران يكسره شود. اگر اين گزارش صحيح باشد مفهوم آن، اين است كه حضور ايران مقتدر و ناظر بر عمليات نظامى آمريكا در كشور همسايهاش مىتواند كار نيروى هوايى آمريكا را دشوار سازد. بويژه آنكه جمهورى اسلامى ايران نفوذ فوقالعادهاى بر معارضان عراقى دارد كه آمريكا در عمليات زمينى دل به آنها بسته است.
«روئل مارك گرچت» كارشناس معروف خاورميانه در تحليلى از اوضاع منطقه نوشت: «اگر تاريخ تكرار شود راهى كه ايران مىپيمايد جهان اسلام نيز آن را خواهد پيمود.»
مفسرانى از اين قبيل مىكوشند كليد و راه حل معضل و مانع نيروى زمينى لازم در عمليات نظامى آمريكا را ايران معرفى نمايند. در حالى كه با مقاومت جمهورى اسلامى ايران در برابر پيشنهاد مذاكره مستقيم و يا غير مستقيم همواره چنين راهى بسته و گشودن قفل بسته آن ناممكن است.
١١. افكار عمومى جهان روز به روز به ناباورى و بىاعتمادى نزديكتر مىشود و به نظام دموكراسى و حاميان آن كه شاخص اصلى تمدن غرب است بدبين و حساس مىگردد. تنها روشنفكران نيستند كه غرب را در حال افتادن در دام نظريه توماس هابز مىبينند كه سه قرن و نيم پيش فرمانرواى مقتدر را تنها ضامن صلح، امنيت، قانون و اخلاق قلمداد مىنمود و به گونه ديگر ماكياولى و انديشه فاشيزم نيز همين نظريه را تأييد