فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٠٨ - مبحث سوم نقش اجتهاد
به سمت و سوى شرايط آرمانى بازسازى مىنمود. لكن در عمل از انديشه انتظار و فرج اين نتيجه عايد فقه شيعه شد كه شرايط آرمانى را يا غير قابل دسترس تلقى نمود و يا آن را از صلاحيت خويش به دور شمرد.
نكته ديگر كه در بررسى تحولات فقه شيعه از آن نبايد بىتأمل گذشت، تفاوت آشكار بين مباحث نظرى فقه و دستآوردهاى عملى آن است كه فقه شيعه در مرحله نخستين يعنى بحثهاى نظرى پيشرفت چشمگيرى را كسب نموده است لكن دستآوردهاى عملى آن، هيچ گاه متناسب با تحولات نظرى فقه نبوده است.
شايد در اين زمينه توجه به اين نكته جالب باشد كه حوزههاى فقاهتى شيعه همواره بيرون از قلمرو حكومت شيعه يعنى ايران بوده است و مباحث نظرى فقه شيعه در مراكزى چون عراق و جبل عامل، سامانيافته و به آن دقت و سامان نظرى هم كه در كتب فقهى ظاهر گرديده در ايران جامعه عمل به خود نپوشيده است، تا آنجا كه محقق كركى، عليرغم ميراث فقهى عظيمى كه از محقق حلى، علامه حلى و شهيد اول به ارث برده بود و نوآوريهاى خود را بويژه در زمينههاى فقه حكومتى و معضلات آن از قبيل احكام اراضى خراجيه بر آن ميراث گرانبها افزوده بود نتوانست در عمل عليرغم كسب عنوان رهبرى فقاهتى نظام سياسى صفويه اوضاع كشور را طبق انديشه فقهى خود تغيير دهد و حتى براى سامان بخشيدن به نوآوريهاى نظرى خود ناگزير به بازگشت به حوزه علميه نجف اشرف گرديد و كتاب جامعالمقاصد را به دور از عناوين حكومتى و فرامين سلاطين صفوى در انزواى سياسى نجف اشرف به رشته تحرير درآورد.
در اين ميان تا آنجا كه به تحولات و تجددطلبى اجتهاد شيعى مربوط مىشود نبايد از كمند اخبارىگرى كه همواره فقه شيعه را از تحرك و نوگرايى باز داشته است غفلت نمود. تنها در قرن دوازدهم هجرى بود كه اجتهاد فقهى شيعه توانست به همت والا و تلاش پيگير علمى وحيد بهبهانى (ره) از اين چنبره خلاصى يابد و راه خود را به طور آزاد در پيش گيرد. [١]
تخصصى نگهداشتن فقه به معنى در انحصار داشتن آن در دست كسانى كه فقط فقه
[١] . رك: على دوانى، كتاب وحيد بهبهانى، قم، ١٣٣٨.