فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٥٣ - مبحث پنجم چارهجوييهاى معتقدان به جمع دموكراسى و اسلام
تبديل و گذرا بنا نهاده شده است يا وضع نخستين شريعت الهى كه پايدار و جاودانه است بر عقلانيت، عدالت و مصلحت بوده است؟
شريعتى كه از قرآن برمىآيد از نوع دوم است نه به معنى فهم سيال و ناپايدار از اصولى نسبى و دايمالتغيير مانند حق، عدل و مصلحت در حالى كه براى سامان دادن به پارادوكس دموكراسى و شريعت بايد ديدگاه اول را به اثبات رسانيد.
٢. نيازمندى انسان به دين و حاجت به بعثت رسولان الهى و اصولاً توقع انسان از دين خدايى، ريشه در حاجتمندى انسان به تكامل و اتمام مكارم اخلاق و تهذيب نفس و تحكيم ميثاق فطرت و گذر از مشكلات بدون نياز به تجربه و شكوفايى عقول و رفع اختلاف و افتادن به راه قرب خدا و آشنا شدن به راه آخرت دارد و بر اين اساس انتخاب راه و زندگى براساس راهنماييهاى دين با خود انسان است.
براساس اين تفسير از نياز انسان به دين، فلسفه دين، درماندگى عقل و نياز آن به جبران ضعف توسط دين نيست. وحى از آن جهت ضرورت نيافته كه عقل جمعى انسان قادر به تدبير معيشت دنيايى خود نيست و ضرورت رسالت انبيا به خاطر آن نيست كه انسان قادر به تشخيص مصالح و مفاسد اعمال خود نمىباشد.
اگر چنين تفسيرى از فلسفه دين صحيح باشد شريعت در عين ريشه داشتن در وحى از سوى ديگر به تدبير دنيايى عقل بشر وابسته است و عقل در حال تكامل در شعاع فروغ دين و رسالت انبيا، ساخت و ساز شريعت را برعهده خواهد داشت و شريعت هم به موازات عقل تكامل يافته، راه و سيلان آن دو به يمن منبع جوشان وحى و دين، سرانجام به وفاق بين عقل و شريعت خواهد انجاميد و عقل پيشرفته، شريعت مترقى خواهد يافت. [١]
نقد و نظر:
صرفنظر از بحث كلامى در زمينه فرق دو نظريه مذكور در فلسفه دين و نيز با چشمپوشى از آيات صريح قرآن كه فلسفه بعثت انبيا را دقيقاً مشخص نموده است با فرض قبول نظريه تكامل در فلسفه دين جاى اين سؤال وجود دارد كه تكامل عقل توسط دين و رسالت انبيا به چه وسيلهاى انجام مىپذيرد.
[١] . رك: مقاله «سخنى در نسبت دين و دموكراسى» در مجله كيان، ش ١١، ص ١٢ و حكومت دموكراتيك دينى.