فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٠ - ديدگاهها دربار١٧٢٨ ناسيوناليزم عرب
برخى از شيعيان عرب و ناسيوناليست عراق ديده شده است.
برخى از تئوريسينهاى اين گروه مانند ساطع الحصرى (ف. [١] ٩٦٩) ضرورت گسستن از اسلام را براى احياى ناسيوناليزم عرب اجتناب ناپذير دانسته و گاه با اشاره به تمدنهاى عربى قبل از اسلام، تجلى تمدن جديد عربى برخاسته از وحدت جهان عرب و بازگشت به هويت و وجدان عربى را ممكن پنداشتهاند.
به عقيده حصرى، دين اسلام هيچگاه با فرهنگ عرب يكى نبوده است. زيرا همه اين قوم اسلام نياوردهاند و اسلام بيرون از سرزمينهاى عربى گسترش يافته است مسلمانان از مليتهاى مختلف هيچگاه متحد نبودهاند در حالى كه عرب همواره يك قوم به حساب مىآمده است.
الحصرى، در قالب يك شعار سكولار «الدين للّه و الوطن بلجميع»١ به نوعى ناسيوناليزم را با سكولاريزم آشتى مىدهد و از زبان و سرزمين به عنوان عامل وحدت و از دين به عنوان عامل تفرقه ياد مىكند.
اختلاف نظر در مقدمات قوميت و مليت در انديشه متفكران غرب به نوعى در آثار ناسيوناليستهاى عرب نيز ديده مىشود. ساطع الحصرى، نظريه ناسيوناليزم فرانسوى كه در آثار «ارنست رنان» تبيين شده و بر اصل ارادى بودن قوميت تأكيد مىورزد را رد مىكند و بر باور ناسيوناليستهاى آلمانى مانند فيخته (ف. ١٨١٤) تكيه مىكند كه زبان و تاريخ دو ركن و مقوم اصلى مليت هر قوم به شمار مىآيند و از اين دو، زبان را عامل اصلى پيدايش و بقاى قوميت به حساب مىآورد. [٢]
ساطع الحصرى، پس از اخراج از عراق چندين اثر در زمينه قوميت عربى به رشته تحرير درآورد كه آثار اخير وى حاكى از تغيير نگرش او در زمينه رابطه قوميت عرب و اسلام مىباشد. [٣]
ناسيوناليستهاى عرب مصرى گاه از جاهليت حجاز فراتر رفته، به بزرگداشت تمدن مصر پيش از اسلام پرداخته و از فرهنگ و تمدن دوران فراعنه و قبطيان به عنوان
[١] . دين از آن خدا و وطن از آن همه است. رك: الحصرى، ماهى القوميه، ص ١٩٧.
[٢] . رك: همان، آراء و احاديث فى القومية العربيه، دار العلم للملائين، بيروت، ص ٦٤-٦٨.
[٣] . رك: حميد عنايت، سيرى در انديشه سياسى عرب، ص ٢٥٨ و خدورى، ناسيوناليزم و...، ص ٤١.