فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٩ - ديدگاهها دربار١٧٢٨ ناسيوناليزم عرب
٢. ناسيوناليستهاى عرب لائيك
گروهى از ناسيوناليستهاى عرب در جمعبندى تئوريك تعريف ملت عرب و ناسيوناليزم عربى سرانجام آن را با اسلام كه منادى آيينى فراتر از نژاد و خصايص قومى است و جهان را به وحدت بشرى دعوت مىكند و وحدت جهان اسلام را زمينهساز وحدت همه بشريت قلمداد مىنمايد سازگار نيافته و در پى تعارض بين آن دو، راه ناسيوناليزم را در پيش گرفتهاند و اسلام را تنها در چارچوب يك پديده تاريخى و فرهنگى برخواسته از طبيعت ناسيوناليزم عرب پذيرفته و زادگاه آن را امت عربى دانستهاند. به عقيده اين گروه كليه ملتهاى مسلمان غير عرب جيرهخوار فرهنگ عرب بوده و از آثار فرهنگى ناسيوناليزم عرب تغذيه نمودهاند و آثار عرب از طريق اسلام به ديگر فرهنگها و قوميتها انتقال يافته است و اين فرايند تاريخى معلول عمق و غناى طبيعت ناسيوناليزم عرب بوده است.
گروه ناسيوناليستهاى عرب لائيك كه همواره به نژادپرستى و الحاد محكوم شدهاند تلاش بر آن داشتهاند كه همچون صهيونيسم و نازيسم، فلسفه سياسى خود را بر امتيازهاى ذاتى و غناى قومى و تفوقهاى تاريخ بنا نهند و خود را از انگ «رشته جدا بافته» بىجهت برهانند و از سوى ديگر باورهاى ايدئولوژيك جهانشمولى و وحدت اسلامى را معلول گسترش فرهنگ عرب و برخاسته از اختلاط فرهنگها و قوميتهاى مختلف در چارچوب اسلام بدانند.
اين گروه پس از گذر از مشكل جهانشمولى اسلام و وحدت اسلامى آن و قبول ديگر ملتهاى مسلمان به عنوان يك خانواده فرهنگى بزرگ، مشكل عربهاى غيرمسلمان را نيز حل نموده و آنان را به عنوان اعضاى اصلى پذيرفتهاند. به عقيده اين گروه رابطه اعراب غير مسلمان با امت عرب يك رابطه نسبى و واقعى است در حالى كه رابطه مسلمانان غير عرب با امت عربى بمثابه رابطه سببى و به صورت اعضاى مستعرب مىباشد.
در اوج تبليغات سياسى ناسيوناليزم عرب گاه اعراب شيعه عليرغم معتقدات مذهبى خود نسبت به امام سجاد (ع) كه بنابر مشهور از مادر ايرانى متولد شده است بىمهرى نشان مىدادهاند. در جشنهاى مذهبى عراق در دوران ناصرى و پيوستن عراق به جمهورى متحده عربى در لابهلاى شعارهاى افراطى ناسيوناليستى، چنين حالتى از