فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٤ - مبحث اول جنبشهاى ناسيوناليستى
ناسيوناليستهاى مسلمان در فرهنگ سياسى اسلام بستر مناسبى براى رشد نظريههاى افراطى ناسيوناليزم نيافتند و در توجيه اسلامى ناسيوناليزم به همان مراحل حداقل يا حد وسط بسنده نمودند.
جنبشهاى ناسيوناليستى در سرزمينهاى اسلامى بجز مايههاى اسلامى و انتسابهاى توجيهگرانه به اسلام از عناصر ملى و محلى نيز استفاده نمود: مصريها به انگيزه احياى ميراث فراعنه، لبنانيها در صدد احياى ميراث فينيقيها، تونسيها براى احياى ميراث كارتاژيها، عراقيها به منظور احياى فرهنگ باستانى بابل و ايرانيها با انگيزه احياى ميراث هخامنشيان براى توجيه هويت ملى و ايجاد برجستگيهاى خصايص ملى، نبش قبرها نمودند و داستانهاى دلانگيزى سرودند كه هنوز هم بسيارى از اين حماسههاى فروزان بالفعل يا بالقوه زندهاند و در انديشه سياسى متفكران اين سرزمينها نقشى سازنده و مؤثر دارند.
ناسيوناليزم ضمن انشعاب به شاخههاى متعدد در كشورهاى اسلامى با دو مشكل ايدئولوژيك مواجه گرديد و هركدام از شاخههاى ناسيوناليزم در برابر اين دو شكل بزرگ، راهحلهاى متفاوتى را اتخاذ نمود. اين دو شكل ايدئولوژيك عبارت بود از:
١. تعارض ناسيوناليزم با روح اسلام كه نژاد پرستى و تمايز طلبى را محكوم مىنمود.
٢. تعارض ناسيوناليزم با وحدت جهان اسلام كه انديشه امت واحد را تثبيت مىنمود.
پيش از اين نيز، با ايجاد دولت صهيونيستى در سرزمين اشغالى فلسطين به سال ١٩٤٨ و ظهور يك دشمن فعال و اشغالگر عوامل و انگيزههاى گرايش به ناسيوناليزم عربى به طور فعال بوجود آمده بود و دشمن مشتركى كه سرزمينهاى عربى را تهديد مىنمود ملتهاى عرب را به وحدت و اتخاذ موضعگيرى مشترك وادار نموده بود.
هر چند انديشه سياسى اسلام به عنوان يك ايدئولوژى سياسى مؤثر مىتوانست جهان اسلام را در برابر اين تهديد متحد سازد، لكن متفكران صف اول مبارزه با صهيونيزم و دولت اشغالگر اسرائيل ترجيح دادند كه از اين فرصت براى بنيانگيرى ناسيوناليزم عرب استفاده نمايند و جمال عبدالناصر از كسانى بود كه در جريان جنگ كانال سوئز از ناسيوناليزم عرب در برابر تهاجم نظامى مشترك انگليس، فرانسه و اسرائيل استفاده نمود و با سخنرانيهاى آتشين، رهبرى جهان عرب را در دست گرفت؛