فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٠ - مبحث دوم مبانى چارچوب كلى
به اين ترتيب جمعى اصالت فكرى غرب را در آغاز و پيشبرد عصر نهضت مورد ترديد قرار داده و صرفاً از آن به عنوان يك تقدم زمانى و تاريخى ياد نمودند و عليرغم تأخر زمانى جهان اسلام، اصالت تفكر جديد و انديشه سياسى نوين را براى اسلام مورد تأكيد قرار دادند و بر غموض پيچيدگى تحليل پديده بيدارى جهان اسلام و رويكرد بر انديشههاى غرب افزودند.
بسيارى از متفكران و تحليلگران در تبيين ماهيت اين رويكرد جديد جهان اسلام به غرب دچار ترديد و احياناً ابهام گويى شدهاند و برخى آن را انقلاب و عدهاى آن را نهضت و جمعى نيز از آن به اصلاح و تجدد و پديده روشنفكرى ياد نمودهاند درست به همان گونه كه متفكران غربى در تحليل آنچه كه در جريان انقلاب فرانسه و تحولات فكرى و سياسى بعد از آن در غرب اتفاق افتاد به انقلاب، نهضت، اصلاح، تجدد و عصر روشنفكرى تعبير نمودهاند.
متفكرانى مانند سيد جمالالدين اسد آبادى، شيخ محمد عبده، كواكبى و سيد احمد خان در الگوپذيرى از غرب به اين نتيجه رسيده بودند كه انسانها داراى هويت تاريخى مشترك هستند و آيندگان بايد حركت خود را از آخرين مرحلهاى كه پيشينيان به آن رسيدهاند آغاز نمايند.
اينان از صفر شروع كردن جهان اسلام را، آزموده را آزمودن تلقى مىكردند و ماهيت حركت و اصول آن را برغم اختلاف اقليم و هويت اعتقادى و فرهنگى بشرى و يكسان مىدانستند. در حالى كه بسيارى از متفكران و انديشهپردازان در جهان اسلام و در طليعه آنان متفكران شيعه در عصر مشروطيت و بعد از آن در انديشه تجديد حيات هويت اسلامى و بازگشت به خودى بودند و براى آغاز حركت نوين، متناسب با عصر جديد بويژه در رويارويى با غرب پيشرفته بر شروع از صفر تأكيد مىورزيدند و تجربيات غرب را نه تنها الگوى مناسب براى جهان اسلام نمىدانستند اصولاً به آن با ديده شك و ترديد مىنگريستند و سيطره نظام سرمايه دارى غرب را كه اوج شكوفايى عصر نهضت غربى است دليل ساطعى بر شك و ترديد خود تلقى مىنمودند.
انديشههاى اقبال و شيخ فضلالله نورى را عليرغم تفاوتهايى كه دارند مىتوان در اين راستا مورد تجزيه و تحليل قرار داد و از سوى ديگر اصل آغاز از صفر از مبانى آشكار