فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤١٩ - ج - نگاهى به حقوق اقليتها در بعد بينالمللى
٣. ملتهايى بر اساس شعور و وجدان دينى، آگاهانه حيات اجتماعى مبتنى بر دين را برمىگزينند و براى اثبات حقانيت خود با رفراندومهاى متعدد و انتخابات متنوع و شيوههاى مختلف، اراده جمعى خود را نسبت به وفادارى به راهى كه انتخاب كردهاند اظهار مىنمايند و از طرق مختلف دموكراتيك خواسته جمعى خود را با شيوههاى متداول در جهان همسو مىسازند و با تشكيل دولت دينى هم به معتقدات خود و هم به شيوههاى دموكراتيك احترام مىنهند كه گاه در بكارگيرى اين شيوهها از دموكراتيكترين دولتها پيشى مىگيرند و آراء به دست آمده در اين نمايشهاى مردمسالارى بر آراء مشابه در كشورهاى مدعى دموكراسى بسى فزونتر و احياناً غير قابل قياس است.
اما غرب در برخورد با چنين دولتهايى به دليل تن ندادن به خواستههاى غربيان، شيوه سركوب را در پيش مىگيرد و با در اختيار داشتن تبليغات گسترده رسانههاى جمعى و استفاده از شيوههاى محاضره سياسى، اقتصادى و حتى فرهنگى و منزوى كردن چنين دولتهايى، سعى در براندازى آنها نموده و با ايجاد آشوب و بلوا، زندگى را بر اين ملتها چنان تنگ مىكند كه به اصلاحات مورد نظر غرب تن در دهند.
آيا اين روش نابخردانه نقض صريح حقوق اقليتها نيست. بى گمان ملتهايى اين چنين درمقايسه با ملتهايى كه با خواسته تئوريسينهاى غربى اداره مىشوند در اقليتند و دايم در فشار تحميل عقيده و رفتار از سوى اكثريت مىباشند. آيا چنين نقض حقوق اقليتها در مقياس وسيع به اندازه سلب حق تننمايى در ملأ عام و يا سلب حق رقصيدن در پارتيهاى علنى، مطرود و ضد حقوق بشر نيست؟
٤. مشكل جهانى حقوق اقليتها نه تنها به گذشته و حال بلكه به آينده نيز مربوط مىگردد مطالعه و بررسى حقوق اقليتها نبايد به صورت دوگانه، ديده يا عملى شود. قابل ترديد نيست كه اسلام در گذشته و حال تمدن كنونى نقش و سهم بسزايى داشته است و اين حق همچنان در آينده نيز صادق مىباشد توطئه فراگيرى كه امروز تحت عناوينى چون: «جنگ تمدنها»، «جنگ صليبى جديد» و «مبارزه با تروريسم عرب يا مسلمان» آغاز گرديده و به دنبال آن برخوردهاى نظامى يكى پس از ديگرى شكل گرفته چه چيزى را هدف قرار داده است. جز اين كه حق اسلام و مسلمانان را در ايفاى نقش و رسالت خود در خصوص آينده تمدن بشرى و سرنوشت انسانها سلب و خود يكه تاز سرنوشت