فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٢٠ - ج - نگاهى به حقوق اقليتها در بعد بينالمللى
سازى آينده تمدن و بشريت باشند.
حوادث يكسال اخير نشان داد كه حاميان مبارزه با تروريزم به اين شكل جديد و شيوه نظاميگرى در جهان اكثريت افكار عمومى را در اختيار گرفتهاند اما در حالى كه هنوز دلايل و مستندات لازم براى اتهام مسلمانان در ايجاد حادثه ١١ سپتامبر به اثبات نرسيده و حتى آمريكا نتوانسته اجماع نسبى دولتهاى غربى، در حملات نظامى به اهداف از پيش تعيين شده را خود به دست آورد چگونه مىتوان از اين هياهوى ساختگى براى نقض حقوق اقليتى كه در مورد سرنوشت تمدن و بشريت ايده و تئورى دارند چنان تنگناهايى را به وجود آورد كه بيشتر مسلمانان ساكن در كشورهاى غربى از ترس جان و شغلشان، مسلمان بودن خود را كتمان نمايند.
ابعاد نقض حقوق اقليتها را نبايد تنها در مسائلى جستوجو نمود كه منافع غرب را تأمين مىكند. بلكه بايد در بررسيهاى منصفانه و عادلانه به همه ابعاد پنهان و آشكار و بر «له» يا «عليه» هر نوع رويكرد و جبهه پرداخت تا حقايق از زير پردههاى ضخيم و تاريك جنجالهاى تبليغاتى رخ بنمايد و جهان در راستاى مبارزه با نقض حقوق اقليتها به مفهوم صحيح آن قرار گيرد.
٥. آيا اجماع غرب در حمايت از اسرائيل كه در ابتدا چيزى جز حكومت اقليت يهودى مسلح بر اكثريت مسلمان در فلسطين نبوده و امروز با سياست و همكارى غرب اين دولت عرصه را بر اكثريتى كه امروز در اقليتند چنان تنگ نموده كه مرگ را بر چنين زنگى ترجيح مىدهند چيزى جز نقض حقوق اقليتها نيست.؟
امروز نوعى تبانى آشكار و قرارداد پنهان در حمايت همهجانبه و بىدريغ نسبت به رژيم صهيونيستى بين كشورهاى غربى و در رأس آنها ايالات متحده آمريكا ديده مىشود كه از وابسته بودن منافع غرب به بقاى اسرائيل ناشى مىگردد و ملتى قربانى منافع غرب مىشود. آيا سياستهاى راهبردى براى حفظ منافع غرب مىتواند مجوز نقض حقوق اقليتها باشد؟