فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤١٢ - الف - مبانى حقوق مسأله حقوق اقليتها
تصميماتى كه مجامع بينالمللى در راستاى مصالح اكثريت با نقض خواستههاى مسلمانان اتخاذ مىكنند چه راه حلى وجود دارد كه ملتهاى مسلمانى كه تصميمات بينالمللى را خلاف معتقدات و بر ضد اهداف آنها گرفته شود به حقوق خود برسند؟
از يك مثال استفاده مىكنيم در سال ( [١] ٩٤٨) مجمع عمومى سازمان ملل با اعلام موجوديت اسرائيل و مشروعيت دادن به دولت يهودى مستقر در فلسطين، نه تنها حقوق يك ملت يعنى مسلمانان فلسطينى را از ميان برد بلكه به حقوق ملتهاى مسلمان علناً تجاوز نمود و براى ملت مسلمان فلسطين و ديگر ملتهاى مسلمان راهى براى اعاده حقوق از دست رفته باقى نگذاشت.
طرح مسأله، اندكى غيرعادى به نظر مىرسد و در ابتداى امر تصور مىشود ما از حوزه بحث حقوق اقليتها خارج شديم لكن اگر نكتهاى كه در آغاز بحث متذكر شديم را مورد توجه قرار دهيم خواهيم ديد كه با نگاه بينالمللى بودن به مسأله حقوق اقليتها، گستردگى دامنه آنچنان است كه چنين شواهد عينى را بوضوح شامل مىگردد.
با اين مقدمه روشن مىگردد كه سؤال اصلى چيست؟ سؤال اصلى در اين گفتار فشرده آن است كه مفهوم حقوق اقليتها و روشهاى تضمين آن را چگونه مىتوان تبيين نمود كه خلأهاى موجود را پر نمايد؟ و فرضيه اين است كه همواره روابط ملى و فراملى از طريق قرارداد مبتنى بر حفظ حقوق اكثريت و اقليت توأم با تراضى، مسائل حقوق اقليتها تبيين و تضمين گردد.
الف - مبانى حقوق مسأله حقوق اقليتها
با نگاه حقوقى به مسأله اقليتها مىتوان نه تنها حقوق اقليتها را در چارچوب حقوق بشر قابل توجيه و داراى مشروعيت يافت بلكه بر اساس كرامت انسان كه به طور يكسان شامل اقليتها و اكثريتها مىشود، آن را به عنوان يك اصل در روابط بشرى تلقى نمود.
بدان سان كه پيشواى شيعيان جهان فرمود:
«فانهم صنفان: اما اخ لك فىالدين او نظير لك فى الخلق»
.١[١] . نهجالبلاغه، نامه ٥٣ (عهدنامه مالك اشتر).