فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٤٤ - ب - انديشه سياسى
مفهوم قبول حاكميت خدا در فلسفه سياسى اسلام عدم مشروعيت اطاعت از غير خداست و در كلام اسلامى از آن به شركت در عبوديت تعبير مىشود. نفى شرك در ذات مانند ثنويت برخاسته از معنى توحيد ربوبى نفى و شركت در عبادت و اطاعت به موجب توحيد در الوهيت است.
در اين منطق اطاعت نوعى عبوديت است كه اختصاص به ذات ربوبى دارد مگر آنكه اطاعت از غير خدا به امر خدا انجام گيرد چنانكه در اطاعت از بنى (ص) و امام معصوم (ع) و ولى فقيه چنين است.
با نگاهى دقيقتر مىتوان گفت كه اطاعت از نبى (ص)، امام (ع) و ولى فقيه در حقيقت اطاعت از شخص آنان نيست، اطاعت از قانون خداست و آنان بيانگر قانون خدايند. در حقيقت، اينان مردم را به اطاعت خود فرا نمىخوانند و دعوت آنان به اطاعت مردم از قانون خداست و دليل متابعت و فرمانبردارى از آنان نيز همين نكته است كه با اطاعت آنان در واقع قانون و اراده خدا حاكم مىگردد.
ه - ديگر عناصر سياسى:
مقولههاى ديگر سياسى مانند آزادى، مساوات، تفكيك قواى حاكم، عدالت اجتماعى و نيز هر كدام به نوبه خود در چارچوب فلسفه سياسى حاكميت مطلق خدا تبيين مىگردد و انديشه حاكميت، محوريترين اصلى است كه همه مقولهها و عناصر سياسى در رابطه با آن تفسير و انسجام و سامان مىيابند.
منظومهاى از اين مؤلفههاى مختلف سياسى است كه انديشه سياسى ولايت فقيه را سامان مىبخشد و مقولههاى به ظاهر متباينى چون ولايت فقيه و آزادى، اطاعت از ولى امر و مشاركت مردم، حاكميت الهى و حاكميت مردم، ايدئولوژى و دموكراسى و حاكميت مطلق خدا و تفكيك قانونگذارى از شيوههاى آزاد اجراى قانون نه تنها تباين فيمابين خود را از دست مىدهند بلكه اصولاً در يك مدار منسجم انديشه سياسى را سامان مىبخشند.