فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٣ - بررسى تطبيقى انديشهها
٢. شبكه مقاصدى كه داراى مراتب ابتدايى، متوسط و نهايى است و در هر مرتبه، مقاصد همعرض و همارز قرار دارند.
٣. طرح اقدام بايدها نه از تصوير عامل از وضعيت بلكه از شبكه مقاصد سر مىزنند و به طرح اقدام ريزش مىكنند. از اينجا به بعد است كه در فلسفههاى سياسى بايدها، به دو گونه مطرح شدهاند: بايدهاى معطوف به مقاصد نهايى و بايدهاى مرحلهاى. اولى با فلسفههاى سياسى سعادت محور و دومى با فلسفههاى سياسى نفع محور متناسب است. از يك نگاه روششناختى و متافلسفى، فلسفههاى سياسى به تبع فلسفههاى عمومى به دو اردوگاه اصلى قابل تقسيماند: فلسفههاى سياسى ساختمانى كه با مذاق و مزاج ارسطويى سازگارند و فلسفههاى سياسى نقادانه كه ميراثخوار سقراطند و از او نسب مىبرند.
روش علم سياست، علوم سياسى، ميان رشتهاى است، روش آن هم چنين است؛ نه تجربى است نه رياضى. بلكه به معناى كانتى كلمه تاريخى است. پديدههايى تاريخىاند كه در آنها عامل مختار و عاقل، فعلى ارادى و اختيارى انجام دهد.
علم سياست براى فهم روشمند افعال سياسى ديگران (افراد يا جوامع) بايد در دامان روش تعقلى چنگ زند. مقدمتاً بايد گفت كه موضوع علم سياست به طور مشخص عمل سياسى است. عمل سياسى، مشتقى از عمل اجتماعى و عمل اجتماعى مشتقى از عمل ارادى و اختيارى آدمى است. هر عمل ارادى دو مؤلفه دارد. يكى پوسته خارجى و صورت عمل و ديگرى مغز و هسته درونى عمل.
واقعيت آن است كه با نيتهاى مغاير و حتى متضاد مىتوان صورت واحدى از عمل را ديد و آفريد. علم سياست به دنبال فهم عمل سياسى است و اين فهم خود در گرو كشف هسته درونى عمل سياسى است. مراد از عمل سياسى در اينجا سنخى از علم اجتماعى آدمى است كه فاعل آن در حين انجام آن به تجمع سياسى توجه دارد و اين فعل را به سوى تجمع سياسى جهت داده است.
اما طيف انديشه سياسى گستره وسيعترى دارد. در سطور آينده سعى خواهيم كرد تا اين طيف را با دقت بيشترى ترسيم كنيم.
پاپكين و استرول در كتاب كليات فلسفه درباره فلسفه سياسى مىگويند: غرض عمده و