فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢ - بررسى تطبيقى انديشهها
زود، سر برمىكند و همه روز و روزگار حيات آنها را روشن مىكند (هرچند نزد برخى به «هزل» و «جدّ»، توجه سياسى يافتن ذهن و ضمير آدمى روزان و شبان حيات او را سياه و تباه مىكند؛ اگر خواهى سلامت بركنار است! و جريده رو كه گذرگاه عافيت تنگ است!).
در باب روش معارف سياسى بايد گفت كه سه دسته پرسش درباره عينى (پس از توجه يافتن ذهن و ضمير آدمى نسبت به آن) در وجود آدمى جوانه مىزند. دستهاى از پرسشها در باب چرايى سيطره و حاكميت آن پديده عينى محيط و سيطره است. دستهاى ديگر از پرسشها درباره چگونگى ساختار و روابط و نسب جارى در حوزه دولت پيرامون محور قدرت و شرايط بهينه كردن آنهاست و دسته سوم (كه دنباله و برآمده از پاسخ پرسشهاى دسته دوم است) در باب چگونگى شيوه اجرايى و بهينه كردن آن شيوههاست.
بهينه كردن در دسته دوم به معناى كارآمدى و در دسته سوم به معناى فن سياست و حكومت براى رسيدن به اهداف دولت است. روش پاسخ دادن به دسته نخست پرسشها، روش فلسفى است. زيرا پاسخ چرايىها، مورد نظر است اما پاسخى به دسته دوم پرسشها با روش علمى بايد تأمين شود. پاسخ دسته سوم پرسشها ناظر بر فن حكومت است و لذا حاوى بايدها و نبايدهاى آلى و فنى و ابزارى است. از پاسخ به پرسشهاى دسته نخست فلسفه سياسى، دسته دوم علم سياست و دسته سوم فن سياست فراهم مىآيد. درباره دسته سوم سخنى نمىگوييم. زيرا از موضوع مورد نظر ما در اين بحث خارج است.
روش فلسفه سياسى، مباحث فلسفه سياسى جهت دار و حاوى «بايد» هستند. زيرا معطوف به پرسشهايى از اين دست هستند كه آيا ما بايد در تجمعهاى سامانيافته عضو باشيم يا نه.
نسبت ضرورت به افعال در اينجا ارتباط مستقيم با معناى فعل نزد عامل مختار دارد.
مختصات فعل با سه شاخص عامل. شرايطى كه او پيرامون خود تشخيص مىدهد، و فعلى كه از او در آن شرايط سر مىزند بايد تعيين شود. چنين است كه معناى فعل، سه لايه دارد:
١. تصويرى كه عامل از وضعيت دارد.