فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣١٥ - ابن تيميه در برابر نظامهاى معاصر
داد و توانست سرانجام آنان را بر مغول چيره سازد و به برقرارى مجدد خلافت عباسى توفيق يابد. [١]
در مقايسه اسلام مغولان با اسلام مملوكان مصر، بىترديد مىتوان تعصب سازش ناپذير مملوكان مصر را برجستهتر ديد لكن سرچشمه اصلى اين تعصب كور همان خصلتهاى نژادى بود كه مغولان را نيز به كشتار بيرحمانه و ويرانگريهاى جبران ناپذير وا مىداشت.
رقابت و درگيرى غازان خان با سلطان الناصر حاكم مملوك مصر را بايد محور اصلى موضعگيرىهاى ابن تيميه در جهاد مسلحانه و جهاد قلمى او دانست. در اين درگيرى يكبار سپاه ايلخان مغول به سال (٦٩٩) دمشق را تسخير و دست به غارت و كشتار زد و بار ديگر به سال (٧٠ [٢] ) سپاه مصر مغولان را از دمشق راندند و عادت نژادى خود يعنى غارت و كشتار را تكرار نمودند.
در حالى كه از ديدگاه ابن تيميه واقعه نخستين، به عنوان يك فاجعه و غلبه كفر بر اسلام و كشتار بيرحمانه مسلمانان براى نابودى اسلام تلقى شده و واقعه دوم پيروزى اسلام و امنيت مسلمانان و احياى دين به شمار رفته است.
ابو زهره نويسنده و متفكر نامدار معاصر مصر در توجيه نظريه ابن تيميه در خصوص حمايت بىدريغ وى از سلطان زمانش، سلطان ناصر مملوك مصر مىنويسد:
«در زمان ابن تيميه اين نظريه شيوع داشته كه خروج بر سلطان را امرى منكر و نامشروع تلقى مىنمودند و ابن تيميه نيز مصلحت آن ديد كه بر طبق آن فتوا دهد تا مقبول عامه افتد و او را ترك ننمايند و به نظر وى اين تنها راه نجات و آزادى مردم از اسارتها و قيودى بود كه به دست و پاى آنان بسته شده بود.»٢
اين توجيه ما را در تجزيه و تحليل انديشه سياسى ابن تيميه به قبول يكى از دو نتيجه نامطلوب زير وادار مىسازد: نخست آنكه اين مصلحت انديشى را به ساير آراء ابن تيميه مانند آراء كلامى وى در تفسير عرش، رؤيت و جبر و نظريات فقهى او مانند بطلان خلف بر طلاق و سه طلاق با يك طلاق و نيز زشتگويىهاى وى در مورد علما و فقهاى شيعه
[١] . همان.
[٢] . رك: ابوزهره، پيشين، ص ٤٣٨.