فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٤٨ - مبحث دوم نگاهى به علل و عوامل خارجى مسأله
مىانگارند. هرچند طرفداران اين انديشه از منطق يكسان و همگونى برخوردار نيستند و برخى بر اساس پيروى از رفتار نرمخويى نبوى (ص) و بعضى به دليل جلب حمايت دشمن و از باب مؤلفة قلوبهم و عدهاى به خاطر صلحطلبى در اسلام و جمعى از روى معامله و قراردادى كردن روابط و گروهى هم به دليل فريب دشمن از طريق راهحلهاى سياسى و مقابله به مثل و بالاخره جمعى هم به دليل بىنتيجه بودن راههاى خشن و تنها راه ممكن بودن مسالمت، انديشه سازش را توجيه مىكنند لكن عليرغم اختلاف نظر در مبناى مشروعيت سياست سازش همگى در اصل كنار گذاردن ستيزهجويى و پيش گرفتن راه مسالمت با غرب استكبارى هم نوا هستند و تجربه تاريخى را مستند قابل اطمينانى در انتخاب اين راه مىدانند.
حاميان انديشه رفتار مسالمتآميز جهان اسلام با غرب را نبايد با دگرانديشان غربزده وكسانى كه چون سيد احمدخان هندى و تقىزاده ايرانى و مصطفى كمال ترك، كه تعالى و پيشرفت جهان اسلام را در تبعيت از فرهنگ و تمدن غرب مىپنداشتند اشتباه گرفت، چه بسيارند از جماعت حاميان انديشه سازش كه سخت بر حراست از هويت اسلامى و حفظ استقلال فرهنگى و سياسى جهان اسلام پاى بندند و به خاطر حفظ موجوديت جهان اسلام معتقد به راه سازش شدهاند.
در هر حال انديشه سازش بجاى ستيز با غرب، نه تنها در مبنا و عامل مشروعيت به گونه يكسان تفسير نمىشود راهكارها و شيوههاى عملى و اجرايى آن نيز به گونههاى مختلف ارائه مىگردد. از آنجا كه در مباحث گذشته به مبناى قرآنى اين انديشه اشاره شده در اينجا به بررسى شيوهها و راهكارهاى انديشه سازش اكتفا مىكنيم:
الف - مذاكره:
در سيره سياسى پيامبر اسلام (ص) مذاكره با دشمن به عنوان يك شيوه در جذب مخالفان و دشمنان در موارد مختلف ديده شده است و تاريخ صدر اسلام شاهد نمونههاى بارزى از اين نوع رفتار سياسى در زندگى سياسى پيامبر اكرم (ص) مىباشد و بزرگترين معضلات سياسى عصر نبوى (ص) مانند مشكل مكه و معضل قريش، هرگز از طريق پيكار و خصومت حل نگرديده و اين مذاكره بود كه با اصرار پيامبر (ص) و به دنبال به مذاكره كشاندن دشمن، مهمترين مشكلات مدينه را حل نمود و نه تنها اسلام را از