فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٢ - تعريف واژههاى سياسى
خواهيم برد از اين مقوله خارج است.
دسته دوم: انديشههاى سياسى متكى به اصول و مبانى فلسفى و ماوراءالطبيعه مىباشد كه در هيچ جزئى از آن، انديشه دينى مؤثر نبوده و صرفاً از انديشه ناب فلسفى سرچشمه گرفته است.
منظور از استقلال فلسفى و بىتأثير بودن انديشه دينى آن است كه صاحب نظريه در نظريهپردازى صرفاً به مباحث فلسفى استناد نموده و از استدلال و استناد به نصوص اسلامى خوددارى نموده است، هرچند كه در واقع انديشه وى متأثر از مبانى مذهبى سامان گرفته باشد.
دسته سوم: عبارت از انديشههاى سياسى كلامى است كه به نحوى منطق عقلى لكن همسو با نصوص شرعى بر آن حاكم بوده است، چنانكه شيوه استدلال كلامى اين چنين است؛ مانند: انديشه سياسى امامت برخاسته از قاعده عقلى لطف در ديدگاه شيعه.
دسته چهارم: انديشههاى سياسى متكى بر مصلحت و ارزيابيهاى ارزشى است كه معمولاً در سياستنامهها به چشم مىخورند.
نظريات متفكرانى چون خواجه نظام الملك، ابن خلدون و ابن تيميه را مىتوان در اين شمار آورد.
انديشههاى سياسى استنتاج شده از مصلحت زمان معمولاً در قالب راهحلهاى عملى براى حل مشكل جامعه و رهيافت به حل بحران موجود سامان مىگرفته است از اينروست كه انديشه سياسى علامه نائينى در كتاب تنبيهالامه را نيز كه براساس قاعده عقلى و مصلحت سنجى دفع افسد به فاسد مبتنى است مىتوان در عداد دسته چهارم به شمار آورد.
٤. بررسى انديشههاى سياسى به لحاظ بنياد و انديشه سياسى در اسلام: در اين بررسى مىتوان انديشههاى سياسى را در سه طبقه منفى، حداقل، حداكثر طبقهبندى نمود.
انديشه سياسى خوارج و يا على عبدالرزاق را مىتوان از دسته اول و نظريه حسبه را از دسته دوم و نظريه ولايت مطلقه فقه را از دسته سوم به شمار آورد.
٥. انديشههاى سياسى را مىتوان به لحاظ رابطه تطبيقى و مناسبات فيمابين آنها و