فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١٠ - مبحث چهارم مفهوم بدعت
واپسگرايى و بازگشت به فكر يا عملى صدق كند كه با آمدن اسلام منسوخ گرديده و بجاى آن، ايده نو جايگزين شده است. بازگشت به جاهليت و آثار ضد توحيدى آن بدعت محسوب مىشود.
چنانكه هر نوع اعتقاد و يا عمل به چيزى كه در شرع نيامده بدعت نيست. بسيارى از باورهاى ناشى از پيشرفت علوم و اعمال تجربه شده نوظهور در شريعت اسلام سابقه ندارند و لكن در اسلام از آنها نهى نيز به عمل نيامده است. بىچنين اعتقادات و يا اعمال، بدعت به شمار نمىآيد. بدعت به اشكال مختلف و در قالبهاى متعدد تفسير شده كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
[١] . بسيارى از فقها بدعت را مختصّ به تعبديات دانسته و انجام اعمالى كه در شريعت به آنها امر تعبدى نشده را اگر به قصد تعبد صورت گيرد بدعت شمردهاند١ پر واضح است قصد تعبد به لحاظ غير اختيارى بودن آن نمىتواند ملاك بدعت تلقى گردد مگر آنكه قصد تعبد صرفاً انشايى بوده و به جهت گمراه كردن ديگران و دينسازى باشد.
براساس اين تفسير، بدعت اختصاص به مسائل عبادى داشته صرفاً در موارد دينسازى يا جعل عبادتهاى وارد نشده در شريعت صدق مىكند. فقهاى شيعه سه بار شستن دستها را در وضو به نيت وضو بدعت شمردهاند [٢] و در حقيقت بدعت و تشريع را مترادف دانستهاند.
٢. نسبت دادن هر نوع اعتقاد يا عملى كه مورد تأييد دين نيست به دين و يا نفى نمودن هر نوع اعتقاد و عملى كه مورد تأييد دين است از قلمرو دين. اين تعريف هرچند مفهومى فراتر از تفسير اول را شامل مىگردد لكن اگر «نسبت دادن» و يا «نفى نمودن»، مستند به اجتهاد و اعتقاد باشد هرچند كه ممكن است خلاف واقع باشد بىگمان بدعت حرام و ممنوع محسوب نخواهد شد و در صورت آگاهى شخص بر غير مستند بودن «نسبت دادن» يا «نفى نمودن» در حقيقت چنين عملى مصداق نسبت دروغ به خدا و رسول خواهد بود كه خود عنوان محرم جداگانهاى به شمار مىآيد.
٣. تثبيت باورها و يا اعمال خاص به منظور اينكه ديگران آنها را به عنوان جزئى از
[١] . رك: النراقى، عوائد الايام، ص ٣٢٠، قم مركز الابحاث و الدراسات الاسلاميه، ١٣٧٥.
[٢] . رك: صدوق، من لايحضره الفقيه، ج ١، ص ٢٩ و محقق كركى، جامعالمقاصد، ج ١، ص ٢٣١.