فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٠٣ - نقش نصوص دينى
در زمان نزول نيست و همه انسانها در هر عصر و مكان مخاطب نصوص قرآنى مىباشند، هر فردى كه صلاحيت علمى براى استيفاى حق مخاطب بودن قرآن را داشته باشد مىتواند آن بخش از بطون قرآن را كه به او و زمان وى مربوط مىشود از قرآن استنباط نمايد. زيرا كه قرآن داراى بطون و لايههايى است كه به مرور زمان و بالا رفتن بينش و آگاهى انسانها بطن و لايه جديدى از مقاصد قرآن آشكار مىگردد. اين روش اجتهادى در فهم نصوص قرآن اجازه مىدهد كه عليرغم ثابت بودن قرآن، مقاصد آن با شرايط جديد و مقتضيات زمان انطباق پيدا كند و زمينه را براى نوانديشى و نوگرايى فراهم آورد.
به همين ترتيب اجتهاد در سنت به عنوان تأمل عقلى در انطباق كليات نصوص سنت بر حوادث زمان شيوهاى اصولى و راهبردى به شريعت در هر عصر مىباشد و آنچه كه از طريق اجتهاد به دست مىآيد در حقيقت همان دين و شريعت مطلوب الهى است كه در كتاب و سنت بيان گرديده است.
محصول اجتهاد همواره همان چيزى است كه دين بيان كرده است و اگر در اين ميان به آنچه كه به خطا استنباط شده نيز دين و شريعت گفته مىشود به خاطر پيشبينى است كه در خود دين و شريعت آمده و براى مجتهد مصيب دو اجر، و براى مجتهد به خطا رفته يك اجر قائل شده است. [١] و عمل به خطاى اجتهادى نيز پذيرفته شده تلقى گرديده است.
اين نوع تكثر گرايى (پلوراليزم) با آنچه كه در نظريه هرمنوتيك دينى ديده مىشود متفاوت مىباشد. در نگاه اجتهادى «مخطئه» همواره از ميان نظرات متفاوت و متضاد در مسائل دينى يك نظريه صائب، درست و واقعى است لكن ترخيص شرعى در تفسير موسع از اجتهاد، نظرات به خطا رفته را نيز پذيرفته است و مجتهدانى را كه دچار اشتباه در استنباط شدهاند معذور شناخته است.
[١] . «للمصيب اجران و للمخطىء اجر واحد».