فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٩٨ - اسلام پيشرو
و مديران كار آزمودهاى است كه بايد شيوههاى اجراى آن اصول و احكام ثابت را دريابند و شريعت را زنده، پويا و قابل اجرا سازند.
صاحبان اين انديشه از اين نكته غفلت ورزيدهاند كه همان ايرادى كه بر فقها وارد كردهاند كه تنها با اصول شريعت آشنايى دارند نه بيشتر، در مورد كارشناسان، متخصصان و مديران آزموده نيز صادق مىباشد. اينان نيز تنها متخصص و كارشناس هستند نه فقيه.
بهتر آن بود كه حاميان نظريه قبض و بسط شريعت، پيش فرضى را چنين در نظر مىگرفتند كه فقهايى كارشناس در رشتههاى مختلف كه مديران مجرب و كارآمدى نيز هستند، كار اجتهاد و فقاهت را در انبساط شريعت برعهده گيرند تا سه عنصر فقاهت و اجتهاد كه آشنايى به اصول شريعت و معرفت به دانشهاى زمان و توانمندى بر مديريت كارآمد است در يكجا حاصل آيد. لكن اگر به ديده اعتبار بنگريم چنين پيش فرضى صرفنظر از اشكال در وقوع و حتى امكان آن كه معمولاً براى افراد عادى امكان پذير نيست اصولاً ضرورت نيز ندارد.
امروز مديريتها از تخصصهاى سطح بالا تفكيك گرديده و مديريت مدرن خود، دانش خاص خود را مىطلبد و مديران برجسته و كارآمد در كنار خود متخصصان زبده و كارشناسان مجرب را يدك مىكشند و به وسيله آنان راه كارها را مىكاوند. حال اگر در كنار فقهاى آشناى به اصول شريعت كه مديران كارآمد و صالحان متقى نيز هستند، متخصصان برجسته و خبرگان علمى زبده قرار گيرند و در برنامه ريزيها، مبانى و اصول را فقها و ابزار و شيوهها را متخصصان مشخص نمايند چه نوع كاستى رخ مىدهد؟
اگر امروز تعداد چنين فقهايى اندك است بايد آن را مانند همه كمبودهاى ديگرى كه از توانمان خارج است به حساب شرايط زمان گذشته و حال بگذاريم و بر آن باشيم كه در آينده حوزههاى علميه قادر به تامين اين مشكل بزرگ باشند و پيشفرض جديدى را مطرح سازند.
نكته ديگرى كه در اين نگاه به مسأله اسلام و مدرنيزم مورد غفلت قرار گرفته، تحول در متن فقه است كه عليرغم ادعايى كه اينان در ثابت و يكنواخت ماندن دارند در طول زمان متحول گرديده و بسط يافته است. مقايسه كتاب المبسوط كاملترين دوره فقه قرن