فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٤٩ - مبحث چهارم موانع اجرايى دموكراسى
عادى را دارند، اما در عمل با مشكلاتى مواجه هستند كه از فقدان زمينهها و شرايط مساعد براى اجراى دموكراسى ناشى مىگردد.
غرب براى هموار كردن راههاى اجرايى دموكراسى موانعى چون تروريسم و تبعيض و فريب دادن افكار عمومى را به گونهاى براى جوامع خود حل كرده ولى در سياست تهاجم فرهنگى خود به جهان اسلام از همه آنها سود برده؛ تروريسم را ايجاد و تشويق نموده و انواع تبعيضها را رواج داده و به گونههاى مختلف فريب افكار عمومى را ممكن ساخته است.
دموكراسى هم مانند انواع سلاحها و داروها ساخته و پرداخته غرب است و غرب همان گونه كه پدافند سلاحهاى ساخت خود را دارد و پادزهر داروهايش را ساخته، پدافند و پادزهر دموكراسى را نيز آماده دارد. در چنين شرايطى كه منافع غرب او را به رويارويى جهان اسلام واداشته و بيدارى مسلمانان حركت ضد غربى را پديد آورده چگونه مىتوان به وجود عينى دموكراسى دل بست.
٢. موانع دينى:
اگر بخشى از جهان اسلام به هر دليلى نسبت به اسلام بىتفاوت است و احياناً قسمتى از آن را نمىتوان جامعه دينى به حساب آورد لكن بحث از دموكراسى فرضاً توسط كسانى مطرح مىشود كه خود پايبند اسلامند و نمىخواهند اسلام را فداى دموكراسى نمايند.
با چنين پيش فرضى، موانع متعددى بر سر راه دموكراسى پديدار خواهد شد كه يا نشأت گرفته از شرايط جوامع مذهبى است و يا ناشى از آن است كه فرضاً طرفداران دموكراسى خود مسلمانند و نمىخواهند اسلام بهاى اجراى دموكراسى باشد.
قابل ترديد نيست كه بنا بر همه نظريات كلامى و مذاهب فقهى، حاكمان بر مسلمانان بايد از شرايط خاص برخوردار و با صلاحيتهاى ويژهاى همراه باشند. هرچند نوع اين شرايط در ديدگاههاى مختلف، متفاوت مىباشد لكن به طور كلى به فاقدين اين شرايط اجازه نمىدهد كه كانديداى زمامدارى در جامعه اسلامى باشند.
به عنوان مثال در اكثر مذاهب اهل سنت قرشى بودن حاكم از جمله شرايط الزامى