منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٥٥ - توضيح تفسير مفردات دعا
مقام، سمت گزارش مىيابد، و هذه عبارته- أدام اللَّه ظلاله-: «ببايد دانست كه تضمين در اصطلاح ايشان عبارت از درج كردن معنى فعلى است در فعلى برين وجه كه معنى هر دو از فعل مذكور قصد شده باشد بىآنكه حذف و تقديرى در كلام باشد چنانچه اگر خواهند به عبارت درآورند فعل ثانى حال تواند شد از معمول فعل اول تا در ضمن يك لفظ افاده دو معنى تواند شد، و صنعت و جازت در كلام به كار رفته باشد. و به واسطه آنكه قرينه باشد در كلام بر عمل مذكور، نسبت مىدهند آن را به معمول خود بر وجهى كه نسبت يافتن آن به معمول بر غير آن وجه در لغت جارى است، مثل آنكه اگر متعدّى بنفس مىشده باشد به حرف جرّ متعدّى مىسازند، و اگر متعدّى به حرف مىشده باشد بنفس يا بحرف ديگر غير حرفى كه تعديه آن بآن حرف متعارف لغت است، تا معلوم شود كه تضمين معنى فعلى در آن شده كه تعديه آن فعل برين وجه است و به اعتبار آن فعل برين وجه به معمول نسبت يافته است. مثلا در ما نحن فيه چون عادت لغت بر آن جارى است كه غشّنى هر جا واقع شود متعدّى به «باء» باشد چنانچه كلام صاحب «صحاح» كه سبق ذكر يافت صريح است در آن،[١] و درين كلام متعدّى بنفس است دانستيم كه تعديه آن به اعتبار تضمين معنى البسنى است كه تعديه آن بنفس مىباشد، و مقام ابائى ندارد از اينكه بحسب معنى حال واقع شود از مفعول غشّنى، و كلام به اين آيل باشد كه: غشّنى لابسا رحمتك- انتهى كلامه- أدام اللَّه ظلاله-».
و ببايد دانست كه اين حديث در اكثر كتب مشهور حديث مثل [كتاب «كافى»] كلينى و كتاب «من لا يحضره الفقيه» و «امالى» ابن بابويه، و كتاب «تهذيب الأحكام» مذكور است و ارباب حديث اكثر نقل آن كردهاند، نهايتش دعاهائى كه حديث متضمّن آنست در نسخ كتب مذكوره مختلف به نظر آمده و در بعضى اندك تغييرى در الفاظ
[١] به بيان گذشته در پاورقى( ٢) دقت شود و بحث فوق در عين مفيد بودنش بيجاست.