منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٣٩٩ - دعاى امام سجاد
آيا اعضايم را براى كوبيدن با گرزها (ى آهنين) آفريدهاى يا دل و رودهام را براى نوشيدن آب جوشان دوزخ].
سيّدى لو انّ عبدا استطاع الهرب من مولاه لكنت اوّل الهاربين منك، لكنّى اعلم انّى لا افوتك.
[سرورم! اگر بندهاى مىتوانست از اربابش بگريزد من نخستين كسى بودم كه از تو مىگريختم، لكن مىدانم كه من از دست تو نروم].
سيّدى لو انّ عذابى ممّا يزيد في ملكك لسألتك الصّبر عليه، غير انّى اعلم انّه لا يزيد في ملكك طاعة المطيعين، و لا ينقص منه معصية العاصين.
[سرورم! اگر عذاب من به ملك و سلطنت تو مىافزود از تو مىخواستم كه بر آن صبرم دهى، ولى مىدانم كه طاعت فرمانبران در ملك تو نيفزايد و معصيت عاصيان چيزى از آن نكاهد].
سيّدى ما انا و ما خطرى؟ هب لى بفضلك، و جلّلنى بسترك، و اعف عن توبيخى بكرم وجهك.
[سرورم! من چيستم؟ و چه ارزشى دارم؟ از روى فضل خويش بمن ببخش، و با پوششت مرا در پوشان، و به كرامت رويت از توبيخ من در گذر].
الهى و سيّدى ارحمنى مصروعا على الفراش تقلّبنى ايدى احبّتى، و ارحمنى مطروحا على المغتسل يغسّلنى صالح جيرتى، و ارحمنى محمولا قد تناول الاقرباء اطراف جنازتى، و ارحم في ذلك البيت المظلم وحشتى و غربتى و وحدتى.
[خداى من و سرور من! بر من رحم آور در آن حالى كه در بستر افتاده و دستهاى دوستانم مرا پهلو به پهلو مىكند، و بر من رحم آور در آن حالى كه بر روى مغتسل افتاده و همسايگان شايستهام غسلم مىدهند، و بر من رحم آور در آن