منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٣٨٣ - قنوت نماز شب
است به حضرت امام زين العابدين ٧ بخوانى:
الهى و عزّتك و جلالك و عظمتك، لو انّى منذ بدعت فطرتى من اوّل الدّهر عبدتك دوام خلود ربوبيّتك، بكلّ شعرة في كلّ طرفة عين، سرمد الابد[١] بحمد الخلائق و شكرهم اجمعين، لكنت مقصّرا في بلوغ اداء شكر خفىّ نعمة من نعمك علىّ. و لو انّى كربت معادن حديد الدّنيا بأنيابى، و حرثت ارضيها باشفار عينى، و بكيت من خشيتك مثل بحور السّموات و الارضين دما و صديدا لكان ذلك قليلا [منّى] في كثير ما يجب من حقّك علىّ.
[خداى من به عزت و جلال و عظمتت سوگند اگر از همان روزهاى آغازين دهر كه آفرينش مرا آغاز كردى تا آنگاه كه ربوبيت تو دوام دارد و جاويد است به هر تار مويى و در هر چشم بهم زدنى و تا ابد كه پايانى ندارد با ستايش و سپاس تمامى آفريدگان به عبادت و پرستش تو پردازم تازه در اداى ناديده ترين نعمت از نعمتهايت كه به من ارزانى داشتهاى نارسا خواهم بود.
و چنانچه كانهاى آهن دنيا را با دندانهايم بكاوم، و سرزمين آن را با پلكهايم شخم زنم، و از ترس تو بمانند درياهاى آسمانها[٢] و زمينها چرك و خون از ديده ببارم، هر آينه در برابر آن همه حقوق واجبى كه بر عهدهام دارى بسى ناچيز است].
و لو انّك الهى عذّبتنى بعد ذلك بعذاب الخلائق اجمعين، و عظّمت للنّار خلقى و جسمى، و ملأت طبقات جهنّم منّى حتّى لا يكون في النّار معذّب غيرى، و لا يكون لجهنّم حطب سواى، لكان ذلك بعدلك علىّ قليلا في كثير ما استوجبه من عقوبتك.
[و اگر تو- اى خداى من- پس از اينها همه به عذاب تمامى خلائق عذابم كنى، و آفرينش و جسمم را براى چشيدن آتش بزرگ و نيرومند سازى، و طبقات دوزخ را از وجود من پر سازى تا ديگر معذّبى جز من
[١] سرمد الامد- خ ل.
[٢] مراد از آن آبهايى است كه بر دوش ابرها آماده بارش است.( مؤلف)