منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ١٦٠ - تفسير مفردات دعاهاى اين فصل
طرد و راندن است، و مفعول له قذف است، و معنى آن اينكه: مىاندازند شهب[١] را از هر جانب به جهت رانده شدن تا مطرود گردند و رانده و ممنوع شوند. و مىتواند بود كه «دُحُوراً» مفعول مطلق بوده باشد از غير باب خود بنا بر قرب معنى آن به قذف، چه معنى طرد و قذف نزديك به هماند مثل «قعدت جلوسا».
«وَ لَهُمْ عَذابٌ واصِبٌ» و «وصب» در اصل لغت به معنى دوام چيزيست با شدّت و سختى، يعنى: مر شياطين راست در آخرت عذاب دائم شديد. «إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ». استثنا از فاعل «يَسَّمَّعُونَ» است، يعنى: شياطين را قوّت استماع كلام ملائكه نيست مگر آنكه در ربايند ربودنى، يعنى بدزدند سخنى را از ملائكه دزديدنى.
«فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ» يعنى: از پى در آيد و متابعت او كند شهاب از جهت سوزانيدن مرجوم، كه گويا كه آن شهاب به روشنى خود سوراخ مىكند هوا را، و لهذا متّصف به لفظ «ثاقِبٌ» شده. و مراد به شهاب چيزيست كه نمودار مىشود در آسمان مثل كوكبى كه فرو افتد به سوى زمين.
مترجم گويد: «چنانچه مصنّف- قدّس سره- در حاشيه اشاره به آن نموده است مىتواند بود كه كوكبى كه مىافتد بعض از كواكب صغيره باشد كه بنا بر نهايت دورى نمودار نباشند؛ و مىتواند بود كه از كواكبى باشد كه نمودار باشند كه چون به سوى زمين افتد حق- سبحانه- على الفور به قدرت بالغه خود عوض آن كوكب خلق كند؛ و از اينست كه من غير انتقاص مرئى است- و اللَّه أعلم بحقيقة الحال».
و امّا آنچه طبيعيّون كه عبارت از ارباب علم طبيعى باشند از روى تخمين و حدث دوربين گفتهاند كه: شهاب بخاريست كه از كره ارض به جانب بالا ميل نموده متصاعد مىشود، و چون به كره آتش مىرسد بنا بر دهنيّتى يعنى چربى كه در
[١] جمع شهاب است، و معنى آن به زودى خواهد آمد.